به وى - گفته كه ابوالمنجّا بن اللّتى و ديگران گفتهاند ، ابوعلى حسنبن احمد بزّار از ابومحمد عبداللَّهبن جعفربن دُرسْتْوَيْهِ نحوى ، از ابويوسف يعقوببن سفيان فَسَوى « 1 » نقل كرده كه مىگويد : عبداللَّه بن حارثبن عبدالملك مخزومى ، از محمدبن عبداللَّهبن انسان از پدرش از عروةبن زبير ، از زبيربن عوام نقل كرده كه گفت : به اتفاق رسول خدا صلى الله عليه و آله از « لِيَّه » « 2 » آمديم ، وقتى به « سدره » رسيديم ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در كنار « قرنالأسود » ، در برابر سدره ايستاد و رو به سوى « نَخِب » « 3 » كرد و ايستاد تا مردم جمع شدند . آنگاه فرمود : شكار در « وَجّ » و « عضاهه » حرام است و خداوند - عزّوجلّ - حرام گردانده است . حضرت اين سخن را پيش از ورود به طائف فرمود . اين حديث به همين صورت در جزء اول از « مشيخه » فَسَوى به نقل از حميدى روايت شده و در سنن ابىداود « 4 » و مسند ابنحنبل « 5 » آمده ، ولى به گفتهء نووى ، اسناد آن ضعيف است . نووى به نقل از بخارى مىگويد : ( اين روايت ) صحيح نيست . و در « الإيضاح » مىگويد : شكار در وَجّ « 6 » حرام است ، ولى ضمانى در آن نيست .
محبّ طبرى در تحريم شكار در وَجّ دو احتمال طرح كرده ، مىگويد : شايد براى حمايت از آن ( شكار ) باشد و در اين صورت ما بايد بدان پايبند باشيم و اين احتمال نيز هست كه در زمانى تحريم شده و سپس حرمت آن نسخ گرديده است .
نَخِب ( به فتح نون و كسر خاء ) وادىاى در طائف است و گفته شده كه وادىاى است در سرزمين هذيل . و « قرن » كوه كوچكى مشرف بر « وهده » است . مىافزايد : وجّ را برخى همان سرزمين طائف مىدانند كه به نام وجّبن عبدالحق از عمالقه « 7 » ناميده
هامش
( 1 ) - صاحب كتاب « المعرفة و التاريخ » است .
( 2 ) - حُمَيْدى مىگويد : « لِيَّه » مكانى در طائف است .
( 3 ) - حميدى گويد : « نخب » مكانى در طائف است .
( 4 ) - سنن ابىداود ، في المناسك ، ص 93
( 5 ) - مسند ابنحنبل ، ج 1 ، ص 165
( 6 ) - وج درّهاى است در طائف .
( 7 ) - از قبايل قديمى ساكن عربستان .