طائف ، منحصر به خود اوست و مىگويد كه جمهور علما ، شش نظريه دارند . ازرقى در موافقت با ابنخرداذبه تنها نيست ، ولى در ميان پيشينيان ، معاصران و كسانِ بعد از وى ، جز ماوردى و صاحب « المهذّب » ، مخالفى ديده نشده است و اگر ازرقى با اين دو مخالفت كرده بود ، آن را - همچنان كه مخالفت ايشان با ازرقى نقل شده است - نقل مىكرد . نووى و ديگر متأخران نيز از آن دو پيروى كردند و نه سليمان بن خليل و نه محبّ طبرى اين مطلب را يادآور نشدهاند و اين نشانگر عدم رضايت ايشان نسبت به چنين سخنى است ؛ زيرا ايشان در حدود حرم آنچه را ابن ابىزيد و ديگران بيان كردهاند ، نقل نموده و به طريق اولى بايد از آن مطلب ، سخن مىگفتند ؛ چرا كه گويندهء آن شافعى است و به دليل شهرت بسيار زياد ، نمىتوان گفت بر آنها پوشيده مانده بود .
امّا دربارهء حدود حرم از سمت عراق ، چهار نظريه وجود دارد : 1 - هفت ميل كه از سوى ازرقى روايت شده 2 - هشت ميل كه ابن ابىزيد مالكى « 1 » در « النوادر » ذكر كرده 3 - ده ميل كه از سوى سليمان بن خليل بيان شده 4 - شش ميل كه گفتهء ابوالقاسم بن خرداذبه است .
ازرقى يادآور شده است كه حدّ حرم در اين جهت ، در « ثنيّة الخَلّ » كوهراههء خَلّ در مُقطّع است . كه خَل و المُقطَّع را خود به خط سليمان بن خليل ديدهام . حال آن كه محبّ طبرى در القرى ، خَلّ را با تشديد لام و مقطّع را با فتح ميم و سكون قاف آورده و در « الايضاح » نووى و « تهذيب الأسماء واللغات » ، « 2 » به جاى خلّ ، جبل ( با جيم و باء ) ديدم كه بعيد نيست خطا در نگارش باشد .
ازرقى يادآور شده كه وجه تسميهء « مُقطّع » آن است كه در زمان ابنزبير ، سنگهاى كعبه را از آنجا برگرفتند ( قطع كردند ) و نيز گفتهاند : در زمان جاهليت وقتى از حرم بيرون مىشدند ، به گردن شتران خود پوست درختان حرم را آويزان مىكردند . اگر محملى هم بود چنين مىكردند و هر جا مىرفتند در امان بودند ؛ زيرا همه مىدانستند كه آنان از سوى
هامش
( 1 ) - المسالك و الممالك ، ص 132
( 2 ) - تهذيب الأسماء واللغات ، ج 1 ، ق 2 ، ص 82