همراه با معناى آنها ، برشمردهاند و همچنين برخى نامهاى ناآشنايى كه جز از وى نشنيدم و خود داراى معناى روشنى هستند ، ذكر كرديم ، همچون « امراحم » و « امرحم » و « بلدالحرام » به دليل حرمت مكه و « بلداللَّه » زيرا سرزمين برگزيدهء خداست و « طيبه » به دليل نيكويى و پاك بودن آن ؛ اين نام را حافظ علاءالدين مُغْلَطاى در سيرهء خود نقل كرده است و نيز « صلاح » ( با تنوين ) كه به معناى صلاح ( بدون تنوين ) است و « سلام » كه به همين معناست . و نام « وادى » كه برگرفته از سخن عمربن خطاب به نافع بن عبدالحارث خزاعى ، كارگزار وى بر مكه به هنگام ديدار با وى در « عسفان » است كه عبدالرحمانبن أبزى را جانشين خود بر اهل مكه قرار داده بود . عمر از وى پرسيد : چه كسى را بر اهل « وادى » ( به جاى خود ) برگماردى ؟
نووى تنها به شانزده نام از نامهاى مكه اشاره مىكند و مىگويد : هيچ شهر و ديارى را - همچون مكه و مدينه - كه شريفترين جاهاى زمين هستند - نمىشناسد كه از اين همه نام برخوردار باشند . « 1 » عبداللَّه مرجانى در تاريخ مدينهء خود به نام « بهجة الأسرار في تاريخ دار هجرة النّبيّ المختار » پس از ذكر نامهاى مكه ، مىگويد : از قول خواص گفته شده ، كه اگر با خون بر پيشانى ( كسى كه دچار خونريزى شده است ) نوشته شود : « مَكَة وَسَطُ الدُّنيا وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ » ، خون بند مىآيد . . . .
هامش
( 1 ) - تهذيب الأسماء واللغات ، ج 2 ، ق 2 ، ص 157 - 156