ازرقى « 1 » نيز به نقل از ابراهيمبن ابىيحيى و صاحب « مطالع » و ابنخليل نام « بيت العتيق » را آورده است . ممكن است اين نام ، از اطلاق نام جزء بر كل برگرفته شده باشد كه امر معمول و متداولى است ، ولى اگر اين معنا را منظور كنيم ، بايد همه نامهاى « كعبه » را نام مكه نيز بشماريم .
نام « رأس » را نيز امام سهيلى « 2 » و صاحب المطالع و نووى « 3 » ياد كرده و گفته است : زيرا ارجمندترين جاها ، سر ( رأس ) آدمى است .
نام « قادسيه » را ابنجماعه ياد كرده و به كسى نسبت نداده است . همچنين نام « مسجدالحرام » را ابنخليل در منسك خود آورده و در قرآن كريم نيز شاهدى براى آن يافته است و عبداللَّه بن عبدالملك بن الشيخ ابومحمد مرجانى به نقل از ابنمسدى ، آن را حكايت كرده است .
نام « مُعطِّشه » را نيز ابنخليل ذكر كرده ، ولى نه به كسى نسبت داده و نه معناى آن را نوشته است .
در مورد نام « مكّتان » ، برهانالدين قيراطى از ادباى مصر و استاد اجازه ما ، در ديوان شعر بديع خود آن را ياد كرده و ممكن است كه آن را از گفتهء ورقة بن نوفل اسدى برگرفته باشد :
ببطن المكّتين على رجائي * حديثك أن أرى منه خروجاً
سهيلى خود پس از بيان اين بيت شعر ، سخن جالبى گفته است : مكه را تثنيه كردهاند ( مكتّان ) ، حال آنكه مكه يكى است ، ولى داراى دّره و دامنه است . آنگاه مىگويد :
منظور اعراب در چنين اشارهاى ( كاربرد تثنيه براى مكان ) ، دو سوى هر شهر و يا اشاره به بالا و پايين آن است .
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 280
( 2 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 139
( 3 ) - تهذيب الأسماء واللّغات ، ج 2 ، ق 2 ، ص 156