نام « كوثى » را ازرقى « 1 » به نقل از مجاهد و سهيلى ( بدون نسبت به وى ) و صاحب مطالع ياد كرده و گفته است : به نام بقعهاى است كه منزلگاه بنى عبدالدار در آن است ؛ ولى فاكهى اظهار مىدارد كه « كوثى » در ناحيهء « قُعَيْقِعان » است و مىگويد : گفته شده است كه « كوثى » كوهى در منا است .
نام « حرم » را سليمان بن خليل در منسك خود آورده است .
نام « رتاج » را محبّ طبرى در « شرح التنبيه » بنا به نقل قولى كه ابنجماعه از وى كرده ، آورده است .
نام « امّ رُحم » را مجاهد - كه ماوردى « 2 » از وى حكايت كرده - آورده و ( در توجيه آن ) مىگويد : زيرا مردم در آن به مهربانى و محبت با هم برخورد مىكنند .
نام « امّزحم » نيز از ازدحام گرفته شده و « رشاطى » آن را ذكر كرده است .
نام « امّصبح » را آنچنان كه در نوشتهاى به خط شمسالدين محمدبن احمد نويرى قاضى طرابلس ديدم ، « ابناثير » در كتاب خود « المرصّع » « 3 » ذكر كرده است .
نام « بُساق » را ابنرشيق در العمده « 4 » در تفسير اين شعر امية بن حرثان ، آورده است .
سأستعدي على الفاروق رَبّاً * له عَمَد الحَجيج الى بساق
آنگاه ابنرشيق مىگويد : گفته مىشود « بُساق » شهرى در حجاز است .
نام « برّه » را سليمانبن خليل در « منسك » خود ( بدون انتساب ) آورده و معنايى هم براى آن ذكر نكرده است .
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 281
( 2 ) - الأحكام السلطانيه ، ص 158
( 3 ) - المرصع ، ص 220
( 4 ) - العمده ، ج 1 ، ص 31 . ياقوت نيز در معجم البلدان ، ج 2 ، ص 413 اين نام را آورده و گفته است : بُساق ( با سين و يا با صاد ) كوهى در عرفات و يا دشتى ميان مدينه و جار است . او ابياتى را كه امية بن حرثان بن الاسكر در حضور عمربن خطاب دربارهء فرزندش كلاب سروده بود ، آورده است و ياقوت اين داستان عبرتانگيز را نقل كرده است . بساق را تنگهاى ميان « تيه » و « ايله » نيز دانستهاند .