علت كمى آب آن ، چنين نامى يافته است ؛ زيرا « نسّ » به معناى خشكى نيز آمده است .
نام « نسّاسه » ( با نون و تشديد سين اوّل ) از فحواى كلام « المطالع » دانسته مىشود و معناى آن نيز همان معناى « ناسّه » است .
ازرقى نام « حاطمه » را براى مكه به نقل از ابراهيم بن ابىيحيى و صاحب المطالع و ابنخليل و نووى آورده و مىگويد : بخاطر درهم شكستن ( حَطَمَ ، يَحْطمُ ) مشركان است !
و اما نام « صَلاح » را مصعب زبيرى نقل كرده « 1 » و گفته است : به دليل امنيتى كه دارد چنين نامى گرفته است و در اين باره ، گفتهء ابوسفيانبن حرببن اميه به ابنالحضرمى را نقل كرده است :
أبا مطرٍ هَلُمَّ إلى صلاح * فيكفيك النَّدامى من قريش
- و تنزل بلدةً عَزَّت قديماً * وتأمن أن يزورَك ربُّ جيش « 2 »
واژهء « صلاحِ » مبنى بر كسر است ؛ همچون حَذامِ و قَطامِ و . . . كه ممكن است صَرف هم بشود و در اين مورد به سخنان پيش گفتهء ابوسفيان ، استدلال شده است .
عنوان « عرش » ( با عين مفتوح و راء ساكن ) را « كراع » در نقل قولى كه ابنجماعه از وى به عمل آورده و صاحب مطالع بدان اشاره كرده ، آورده است .
نام « عريش » ( با افزودهء « يا » به نام قبلى ) را ابنسيده در نقل قولى كه ابنجماعه از وى آورده ، ياد كرده است .
نام « قادس » را صاحب مطالع آورده و مىگويد : قادس از تقديس آمده ؛ زيرا مكه آدمى را از گناهان پاك مىكند .
نام « مقدّسه » را نيز صاحب مطالع و نووى « 3 » آوردهاند و معناى آن همانند نام پيشين است .
هامش
( 1 ) - اخبار مكّه ، ج 1 ، ص 282
( 2 ) - « الأحكام السلطانيه » ، ص 158
( 3 ) - تهذيب الأسماء و اللغات ، ج 2 ، ق 2 ، ص 156