مىگويد : اولى در آيهء كريمهء :
بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ
آمده كه مراد از آن ، مكه است . « 1 » فاكهى مطلبى غير از آنچه گفته شد ، بيان كرده است ؛ زيرا مىگويد : او يحيىبن ميسره ، براى ما حديث گفت و او به نقل از خالد بن يحيى مىگويد : سفيان گفت :
إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ . . .
مراد ، « منا » است .
ابويحيى مىگويد : عرب تا به امروز نيز آنجا را « البلده » خوانند .
از ديگر نامها ، « مَعَاد » ( به فتح ميم است ) ؛ چرا كه خداوند متعال مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ . . . .
« 2 » در صحيح بخارى به نقل از ابنعباس آمده است كه گفت : محمدبن مقاتل حديث كرده و گفته است كه « يعلى » مىگويد : سفيان عصفرى به نقل از عكرمه به نقل از ابنعباس مىگويد : در
« لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ . . . »
مراد مكه است ؛ اين هشت نام برگرفته شده از قرآن كريم هستند .
محبّ طبرى تنها پنج نام از اين نامهاى برگرفته از قرآن را ذكر مىكند ؛ زيرا مىگويد : خداوند متعال مكه را به پنج نام ، خوانده است : بكه ، مكه ، البلد ، القريه و امالقرى .
مجاهد در مورد نام « باسّه » براى مكّه ، مىگويد : معناى آن چنين است كه هركس راكه در آنجا الحاد ورزد ، هلاك و متلاشى مىكند ( بَسَّ ، يَبِسُّ بدين معناست ) و از آيهء
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا
چنين نتيجهاى گرفته شده و ابنجماعه نيز آن را آورده است . « 3 » ماوردى ، دربارهء نام « ناسّه » ( با نون و سين ) كه براى مكه ذكر شده ، مىگويد : يعنى كه هركس را در آن الحاد ورزد ، مىراند و دور مىكند ( نَسَّ ، يَنسُّ به اين معناست ) .
صاحب « المطالع » و نووى « 4 » اين مطلب را گفته و ابنجماعه نيز آن را چنين يادآور شده است : نامگذارى ناسه به اين دليل است كه ملحدان را طرد مىكند و گفته شده كه به
هامش
( 1 ) - « معجم البلدان » ، ج 1 ، ص 483
( 2 ) - قصص : 84
( 3 ) - نيز نك : « الاحكام السلطانيه » ، ص 158
( 4 ) - تهذيب الأسماء ، ج 2 ، ق 2 ، ص 156