مىتوان از « امّالقرى » ياد كرد . ضحاك در تفسير آيهء
لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى
مىگويد : در علّت نامگذارى به اين نام ، اختلاف است ؛ به گفتهء ابنعباس ، اين نام به اين دليل است كه زمين در زير آن ، گسترده شده و برخى علت اين نامگذارى را اين مىدانند كه از همهء روستاها و آبادىها ، برتر است و يا به خاطر آن است كه « بيتاللَّه » در آن واقع است و همچنانكه سلطان و پايتخت او بر ديگر جاها برترى دارد . امّ ( يعنى مادر ) نيز مقدّم دانسته شده است .
و نيز گفتهاند : به اين دليل است كه امّت ، همه قصدِ آن مىكنند و به سويش مىآيند .
از ديگر نامهاى آن ، « قريه » است . مجاهد در تفسير آيهء :
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ . . .
مىگويد : قريه نام جايى است كه گروه بسيار از مردم در آن گرد مىآيند ؛ زيرا در لغت نيز مىگوييم ، « قريت الماء في الحوض » ؛ يعنى آب در بركه جمع شد . به حوض يا بركه « مقراة » نيز مىگويند .
همچنين به مكه ، « بلد » مىگويند ؛ چرا كه خداوند متعال مىفرمايد :
لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ
. ابنعباس مىگويد : مراد مكه است و پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود : « البلد » مكه است .
فاكهى نيز به نقل از وى و نيز از ابن . . . « 1 » در تفسير اين آيه نقل كرده كه مراد ، مكه است .
بلد در لغت ، دامنه ، فراز و بلندىِ آبادىهاست . از ديگر نامها ، « بلدالأمين » است ؛ خداوند متعال مىفرمايد :
وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ
فاكهى در روايتى با اسناد به ابنعباس ، دربارهء اين آيه مىگويد : منظور مكه است . اين سخن از زيد بن اسلم نيز روايت شده است .
از ديگر نامها ، « بلده » است . خداوند متعال مىفرمايد :
إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ . . .
واحدى در « الوسيط » مىگويد : مراد از « البلده » مكه است . ابنبرجان نيز در تفسير خود ، همين مطلب را بيان كرده است .
ياقوت حموى نيز در « معجم البلدان » با عنوان « البلده » سه جاى را ذكر كرده است و
هامش
( 1 ) - در اصل ، جاى خالى است . « ابنجرير » در تفسير خود يادآور مىشود كه از جمله كسانى كه اين آيه را به « مكه » تفسير كردهاند : مجاهد ، عطاء ، قتاده و ابوزيد هستند .