تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
ابراهيم نخعى روايت شده است . نيز گفته مىشود بكّه جايگاه بيت‌الحرام و مكّه خود مسجدالحرام است . اين نظر ، از يحيى بن ابىانيسه روايت شده است . گفته مىشود بكه ميان دو كوه را گويند و مكه تمامى مسجدالحرام است و به روايت سوم ، بكّه كعبه و مسجدالحرام است و مكه ذوطوى مىباشد . اين روايت را زيد بن أسلم ، آورده است . بكه مسجدالحرام و مكه اطراف آن است . اين نظر از « مجاهد » نقل شده است . همهء اين گفته‌ها و روايات در تاريخ ازرقى آمده ، ولى گويندهء روايتِ سوم در اين كتاب ، معلوم نشده است . واللَّه اعلم بالصواب . « 1 » در معناى نام مكه با « ميم » نيز اختلاف است . برخى مىگويند : وجه تسميهء اين نام ، آن است كه پوزهء جباران و قلدران را به خاك مىمالد ( از ريشهء لغوى مَكَّ ) و يا فاجران و ستمگران را به بيرون مىراند و يا ( اين شهر ) مردمانش را به تلاش و كوشش وا مىدارد ؛ همچون تلاشى كه براى بيرون كردن مغز استخوان ، به عمل مىآيد ؛ « تمكّكت العظم » ؛ « مغز استخوان را درآوردى » . در خصوص اين وجه تسميه ، همچنين گفته شده كه مردم را به سوى خود جلب مىكند ؛ چون مىگويند : « أمتك الفصيل ما في ضرع امّه » ؛ « شيرخواره ، آنچه در پستان مادرش بود ، مكيد » و نيز گفته مىشود وجه نامگذارى به چنين نامى ، به خاطر كمىِ آبِ آن است . در وجه تسميهء اين سرزمين و ديار به « بكّه » نيز اختلاف است . گفته‌اند : براى آن است كه گردن زورمندانى را كه در آن كفر و الحاد ورزند ، به هم مىكوبد و يا به دليل ازدحام مردم در آن است كه اين روايت ابن‌عباس است . همچنين برخى مىگويند به اين دليل است كه از نخوت متكبران مىكاهد و آنان را سر جاى خود مىنشاند . اين روايت را ترمذى آورده است . اين دو نام ( مكه و بكّه ) از قرآن كريم گرفته شده‌اند . چندين نام ديگر نيز از قرآن كريم گرفته شده كه از جمله
هامش
( 1 ) - از سياق آيهء كريمه :إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَرجحان نظر نخست آشكار مىشود ؛ يعنى بكه از نام‌هاى مكه است و ميم به ب تبديل شده كه نظر مفسران نيز همين است .