افكن شد داراى معنا و مفهوم ويژهاى گرديد كه هر مؤمنى بايد دربارهء آن تأمل فراوانى نمايد و درسها و عبرتهاى زيادى از آن بگيرد .
به نظر حضرتعالى آيا پيامدهاى جنگ رمضان تأثيرات مثبت خود را بر فراخوان تقريب مذاهب شما داشته است ؟
مصر طى تاريخ اسلامى خود همواره منبع قدرت و حمايت و پشتيبانى از همهء جنبشها و حركتهاى تجددگرايى در انديشه اسلامى بوده است ؛ از اوان جوانى كه احوال و اوضاع مسلمانان را با ديده و انديشه خود زير نظر داشتم ، به اين نتيجه رسيدم كه اختلاف كلمه مسلمانان ، علت العلل همهء ضعفها و سلطهء دشمنان بر ايشان است ؛ زيرا دشمنان آنها با امتى كه در انديشه و كلام متحد و همبسته باشد ، روبهرو نبودند ؛ امت پراكنده و گروه گروه و به صورت مذاهب درگيرى بودند كه به استعمارگران اجازه و امكان داد در سرزمين حاصلخيز اين اختلافها ، خوب بچرد و به آتش افروزى بپردازد و براساس شعار : تفرقه بينداز و حكومت كن آنرا شعلهورتر سازد .
يكى از درسهاى جنگ رمضان عبارت از ميزان تأثيرگذارى و همبستگى و همدلى ميان ملل و كشورهاى اسلامى با مصر و حمايت از مواضع و مقاومت آناست ؛ ترديدى نيست كه فراخوان تقريب ، سهم بسزايى از جنبههاى مثبت جنگ رمضان داشته است ؛ زيرا فراخوانى به وحدت كلمه و وحدت صف مسلمانان و راهى براى قدرتمندى اسلام و مسلمانان است . اين امر بهترين فضا را براى پذيرش و همدلى و حمايت از آن ، نه تنها در ميان علما و رهبران دينى در مصر كه در ميان جوانان و عامهء مردم هم فراهم آورد .
از استقبال علماى اهل سنت در مصر از فراخوان تقريب برايم بگوييد ؟
من در سال 1937 م . وارد كشور مصر شدم و در پى حمايت و درك مشترك از فراخوان تقريب از سوى علماى اين ديار برآمدم ، من براى اينكار نياز به تلاش چندانى نداشتم ، چه همهء دلها و انديشهها را در كنار خود يافتم . و متوجه شدم كه در دل و انديشه علماى اهل سنت همانى مىگذرد كه در انديشهء من مىگذرد و اينكه
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٢٦