اسراييل با جمعيتى كمتر از دو ميليون نفر انواع تعصب و تجاوز و غصب و خشونت و قلدرى را بر ما تحميل مىكند !
* * * اين بود برخى ديدگاهها و انديشههايى كه امام قمى زمانى كه به حضورش مىرسيدم مطرح مىساخت .
پيدايش و شكلگيرى ايدهء تقريب در ايران به دست امام محمد تقى الدين قمى در جايى بود كه مذهب تشيع حاكم بوده و همچون سردمداران هر فراخوانى ، اين دعوتگر نيز با انواع رنج و فشار و حملات ترديدآميز روبهرو شد ، ولى اين فراخوان به دليل صداقتى كه در خود داشت و روشنى حجت و دلايلى كه مطرح مىساخت ، از عوامل پايدارى و تداوم بهرهمند گشت و باعث شد تا علماى بزرگ و پيشاپيش ايشان آيت الله العظمى بروجردى مرجع شيعيان جهان را در كنار خود داشته باشد ؛ از آن گذشته شخصيت خود ايشان تأثير بسزايى در گسترش موفقيت اين ايده در جهان اسلام داشت . او يكى از برجستگانى است كه در صدر علماى شيعه قرار دارد و از سوى ديگر كمترين نيازى به پول ندارد و فراتر از هر ترغيب و وسوسهاى است و آنچه از كشاورزى و كد يمين بهره مىگيرد او را بسنده است و حتى بسيارى از آنرا در راه اين فراخوان هزينه مىكند .
ظريف اندام است ولى لاغر نيست . پوشاكى ساده بر تن دارد و بسيار خوش بيان است ؛ و تو گويى 40 يا 50 ساله است . به كارها و مبارزات روزمرهاش مىپردازد و به رغم داشتن حدود هفتاد سال سن كه از سپيدى محاسن وى پيداست و هيبت و وقارش گوياى آناست ، از عزم جوانان و خيزش ايشان سخن مىگويد .
تا آماده گفتوگوى با وى شوم ، دقايقى سپرى شد ، حال آنكه آن بزرگوار ، به ميهمانش خوشامد مىگفت و برايم يك فنجان قهوه سفارش داد . آنگاه خداوند زبانم را گشود و همچنانكه واژههاى خود را حس مىكردم ، گفتم : بسيار مايل بودم كه از نشست شما با فرزندان و مريدان خويش هم بهره مىگرفتم ، ولى مشكل آمد و شد و ترافيك قاهره ، مانع از آن گشت كه به موقع حاضر شوم .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٢٤