تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
متمادى زندانى و بسته شده بود ، گشوده شد . او ( رحمة الله عليه ) خود شروع به تدريس تفسير با شمارى از نوشته‌ها و منابع اماميه از جمله كتاب مجمع البيان در الازهر - دژ فكرى اهل سنت - كرد كه اينها همه در جهان اسلام انعكاس بزرگ و تأثير بسزايى بر جاى گذارد . در سال 1948 م . يعنى ده سال پس از آغاز مطرح شدن اين ايده در مصر ، امام قمى به اين نتيجه رسيد كه ايدهء وى اينك تبديل به فراخوانى شده كه ده‌ها تن از علما و اقطاب مذاهب اهل سنت و شمار بزرگى از اصحاب قلم و رهبران فكرى و اجتماعى و حقوقى در مصر آن‌را پذيرفته و خود به فراخوانان به آن تبديل شده‌اند ؛ او درك كرد بذرى كه كاشته بود اينك به بار نشسته و بار و بر داده و هنگام ميوه‌چينىاش فرا رسيده است ، به همين دليل جماعة التقريب را تأسيس كرد . نشست‌هاى پياپى ميان علماى بزرگ اهل سنت ، بزرگان انديشه و حقوق و جامعه و ميان علماى شيعه ، برگزار شد ؛ جملگى اتفاق نظر داشتند كه مذاهب شركت‌كننده در جماعة التقريب مذاهبى هستند كه در اصول عقيده اتفاق نظر دارند و اختلاف‌هاى آنها اختلاف‌هايى اجتهادى و در گسترهء قابل قبولى است . بسيارى از انديشه‌هاى خشك و جامدى كه مدت‌ها بر هر مذهب نسبت به ديگرى سايه افكنده بود از ميان رفت . شايعاتى وجود داشت كه گاه در حد جزم و يقين هم رسيده بود از جمله اينكه برخى نسخه‌هاى قرآنى كه شيعيان در اختيار دارند ، تحريف شده است ، ولى براى مذاهب اهل سنت به شكل قاطعى ثابت شد كه در ميان ميليون‌ها نسخهء قرآنى كه در اختيار شيعيان است حتى يك تحريف در واژه يا حركت‌هاى آن وجود ندارد ؛ برخى شيعيان نيز معتقد بودند كه اهل سنت در مصر ، اهل بيت را دوست ندارند . ولى آنها متوجه شدند كه آنها يعنى مردم مصر حتى بيش از خود شيعيان نسبت به اهل بيت ، هوادارى و محبت دارند . از امام قمى مىپرسم : از زمان تأسيس جماعة التقريب اين فراخوان چه مراحلى را از سر گذرانده است ؟ به آرامى با تسبيح خود بازى مىكند و مىگويد : در ابتدا باران به صورت قطره