عقبماندگى و تفرقه بهسر مىبرند ، هنگام ظهور پيامبران و فرستادگان فرامىرسد . آيين جديد همواره و پيوسته روح تازه و جريان سرشار و نجات بخشى را با خود به همراه دارد و همهء اوضاع كهنه و فرسوده را واژگون مىسازد و نظام و قواعد جايگزينى را مطرح مىكند كه مردم پيرامون آن گردهم مىآيند و نور حق و خير و عدالت و پيشرفت را بر فراز آن مىيابند .
عالم دينى در اسلام كسى است كه اخلاق پيامبر اكرم را داشته و پاىبند اصول اعتقادى باشد . او مرد پرشورى است كه هرگز از جهاد عليه ستمگرىهاى شرك و خدايگان و دفاع از واقعيت و حقيقت بازنمىايستد ؛ زيرا دين اسلام دين شورشگران است . به همين دليل ، مردان دين طى خيزش اسلامى و فتوحات و گسترش اسلام ، پوشش پارسايان و مجتهدان را بر تن مىكردند .
آيا مسجد نقش و تأثير خود را از دست داده است ؟ بيشتر كسانى كه در اين زمانه به مسجد آمد و شد مىكنند از سالمندان و پيرمرداناند ، پس جوانان كجايند ؟ و چرا از مسجد روى برتافتهاند ؟ آيا به خطباى مساجد بىنياز شدهاند ؟ مرد روحانى كه به ارشاد و راهنمايى مردم از فراز منبر مىپردازد و غالباً هم نه تنها در امور دينى بلكه در امور دنيوى حرفهاى تازهاى مىزند ، بايد همزمان با توجه به خير و فضيلت و عدالت و نيكىها ، پيگيرى رشد و نمو شر و رذايل اخلاقى و ستمگرىها نيز باشد ؛ كار پزشك درمان بدن است و كار عالم روحانى درمان روحى است كه بر بدن فرمان مىراند . 60 % بيمارىهاى امروزى بيمارىهاى روحى يا آنگونه كه مىگويند حالتهاى روانى است .
از نظر اسلام ملت عقبمانده ملتى است كه دچار خوارى و ذلت شده است ؛ اين همان توصيف قرآن از بنى اسراييل است ولى وضع بنىاسراييل امروزه تغيير يافته و دگرگون شده است ؛ زيرا آنها اسباب تمدن و قدرت و دانش را فراهم آوردهاند حال آنكه ما در آوردگاه تمدن و دانش و ايمان و با وجود ثروتهاى خود و گستردگى زمين و سواحل خود و به رغم فراوانى تعداد جمعيتى كه به 700 يا 850 ميليون تن مىرسد ، مدت زمان طولانى است كه عقب ماندهايم ؛ حاصل كار هم اين بود كه
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٢٣