تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
سليقه و هواى خود دخل و تصرف كنند ، جايز نيست . آرى هركس مىتواند از پيش خود كتابى بنگارد ، ولى نمىتواند در مورد آنچه كه ملك او نيست ، تصرف كند ؛ اين حق در وهلهء نخست تنها متعلق به صاحب آن و از آنجا مربوط به عموم مسلمانان است و امانت علمى ايجاب مىكند كه اين ميراث را همچنان‌كه گذشتگان به ما سپرده‌اند به نسل‌هاى بعدى برسانيم . از آن گذشته ، اگر گروه ديگرى از شيفتگان نقد و تحليل و پاكسازى آمدند و ادعا كردند كه در قرآن مواردى هست كه با علم همخوانى ندارد يا مواردى ناسازگار با سليقه يا مخالف با علم پزشكى يا خارج از دانش علماى ستاره شناسى و . . . در آن يافت مىشود ، چه بايد كرد ؟ ! آيا آنها نيز بايد به غربالگرى قرآن و منحصر ساختن آن به موارد موافق عقل خويش بپردازند ؟ ! تكرار مىكنم ، احتمال دارد در كتب صحاح آنچه در اختيار داريم و از آن نقل مىكنيم يا به آن استناد مىجوييم ، چيزهايى از اسراييليات يا مواردى كه از سوى تمايلات و خواسته‌هاى حكام ديكته شده يا آنچه كه بنابر برخى گرايش‌ها مطرح شده ، وجود داشته باشد ، ولى من به سختى از اينكه حتى يك كلمه از آنچه را به ما رسيده است حذف كنيم ، مخالفم و صحبت‌هاى قبلى خود را تكرار مىكنم كه فرهنگ و ميراث اسلامى از آن همهء مسلمانان به رغم اختلاف مذاهب و فرقه‌ها و طوايف آنهاست .