نداريم . هر كلام مادى مىتواند با سليقه و مزاجى همسو و با سليقه و مزاج ديگرى ناهمسو باشد .
بنابراين وظيفهء ماست كه آنرا حفظ كنيم و توجه كنيم پيشينيان آنچه را به آنها رسيده بود ، وارسى كردند و همه را حتى اگر مخالف مذهبشان بوده ، ثبت كردند تا از اين ميراث پاسدارى كنند و به قداست آن احترام بگذارند . آنها در اين زمينه تا آنجا پيش رفتند كه حتى نقل قول راويانى كه در برخى كتابها به دروغگويى شهره بودند گرد آوردند و يادآور شدند كه به چنين رواياتى توجه نمىكنند ، ولى به رغم اين ، چنين احاديثى را گرد آوردند تا از ميان نرود ؛ گاه ممكن است دروغگويى در يك حديث ، راست گويد و در نقل و روايت آن حديث راستگو باشد .
درمورد احاديث دروغ يا ناقص ، مىتوان فوايد ديگرى جز به لحاظ احكام شرعى ، سراغ كرد ، از جمله اينكه برخى پژوهشگران در بارهء گسترش ايدهء معينى در زمانى كه راوى روايت مورد نظر را نقل كرده يا در مورد اثرپذيرى اين راوى از يك فرهنگ بخصوص يا موارد ديگر ، استدلال كنند . استدلال به احاديث تنها به استنباط احكام شرعى منحصر نمىشود ، از اين رو برخى زبانشناسان برآنند كه در صورتى كه معلوم شود تاريخ جعل حديث مربوط به زمانى است كه مىتوان سخنان مردم آن را به گواهى گرفت ، مىتوان در لغت به متون احاديث جعلى هم استناد كرد ، زيرا اگر چه در مورد حكم شرعى دروغى است كه به پيامبر نسبت داده شده ، ولى به هر حال يك متن عربى بهشمار مىرود .
راهها در برابر پژوهشگران بسته نيست ؛ آنها مىتوانند در مورد آن كتابها و راويان و احوال آنها هرگونه بحث و بررسى بهعمل آورند و شيوههاى بحث علمى آزاد را بهكار گيرند و مطالب و محتواى آن كتابها را بپذيرند يا نپذيرند و در مورد آنچه ديگران تصحيح كرده و صحيح پنداشتهاند اظهارنظر كنند و مثلًا بگويند به اين دليل ، قابل اعتماد نيستند . در برابر آنها كتاب خدا يعنى قرآنى در دست ماست كه خود داورى مطمئن نسبت به مخالفتهاى آنهاست ؛ ولى اينكه در كتاب يا اثرى ، براساس
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٤٩