تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
علوم فلكى مغايرت دارد ؛ گاهى نيز مسئله از اين مرزها فراتر مىرود و نويسنده‌اى ادعاهاى مضحكى مىكند كه اصولا در كتاب‌هاى صحيح وجود خارجى ندارد و تنها بيانگر جعل و اغراق در خيال‌پردازىهاى بيمارگونه است ! به‌خاطر مىآورم كسى در يك جلسهء خصوصى و با هيجان شديد با من از لزوم رهايى از احاديث اسراييلى سخن گفت و آفرينش آسمان‌ها و زمين در شش روز را مثال آورد . وقتى از سخنرانى طولانىاش فارغ شد و در حالى كه گمان برده بود مرا قانع كرده ، گفتم : ولى برادر ! اينكه در قرآن هم آمده است و آن‌گونه كه تصوّر مىكنى از اسراييليات نيست . مات و مبهوت ماند و سگرمه‌هايش در هم رفت . خواننده گمان نكند كه من در پى دفاع از كتاب‌هاى قديمى كه در اختيار داريم - و در نامگذارى آنها به صحاح توافق داشته يا نداشته باشيم - هستم و برآنم كه اين كتاب‌ها دربردارندهء احاديث اسراييلى يا مخالف حق ، نيست و قاطعانه مدعى شوم كه هرآنچه در صحاح آمده صحيح است و از صحيح فلان سخن به‌ميان آورم ، هرگز ! حتى احتمال هم دارد كه - به نظر من - انگيزه‌هاى فراوانى در ايجاد آنچه واقعيت ندارد نقش بازى كردند و سلطهء حاكمان و سلاطين باعث شد تا راويان همهء آنچه را كه داشتند مطرح نسازند و اينكه برخى هواپرستان سخنانى از قول پيامبراكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) راندند كه آن‌حضرت ( ص ) نفرموده بود . چه كسى منكر تأثير حكام ظلم و جور و طاغوت‌ها بر ميراثى است كه بعد از قرآن ، داراى قداست است ؟ منكر آن نيستم كه در اين ميان جعل و دروغ هم وجود دارد ، ولى با اين‌حال به سختى با اينكه كتب حديث را دستكارى كنيم و به خود اجازه دخل و تصرف در آنچه آن‌را احاديث نفوذى مىدانيم بدهيم ، مخالفم . گذشتگان معيارها و ملاك‌هايى براى حكم بر احاديث داشتند كه در آنچه براى ما برجاى گذرانده‌اند ، آنها را به كار گرفته‌اند ؛ شايد نسبت به برخى راويان به دليل موقعيتى كه داشتند و پذيرش سخنان آنها به دليل پنهان ماندن برخى جنبه‌هاى زندگى