اين چيزى است كه خدا و يا رسول به آن فرمان دادهاند ، يا : اين موردى است كه نه خدا و نه رسول به ايمان به آن فرمان ندادهاند . يا اين از مواردى است كه در معرض اجتهاد قرار دارد ؛ اختلاف در ايناست كه آيا خداوند و پيامبر خدا ما را به چيزى فرمان داده يا ندادهاند ، ولى در اينكه فرمان آنها بر مسلمانان واجبالاطاعه است و شريعت خداوند ، به كتاب خدا و سنت پيامبرخدا بازمىگردد ، اتفاق نظر وجود دارد .
پيش ازاين نيز گفتهام كه اينك برآن نيستم كه همهء اصول اسلام را برشمارم ، ولى اگر كسى ، چيزى ازاصول اسلام را مىشناسد كه يكى ازاين طايفههاى اسلامى آنرا انكار كرده است ، ما را بدان رهنمون شود . و اگر كسى برآناست كه يكى از اين طوايف ، چيزى بر مسلمات اسلامى - كه افزودن آن كفر و خروج از دين بهشمار مىرود - افزوده است ، ما را در جريان بگذارد و دليلش را بگويد . بدين ترتيب روشن مىشود كه هدف ما آن نيست كه سنى ، شيعه شود يا شيعهاى ، سنى گردد ؛ اگر تأملى به نامگذارى اين دو عنوان داشته باشيم ، خواهيم ديد كه مسلمانان همگى شيعه هستند ، زيرا همگى دوستدار اهل بيت رسول خدا ( صلوات الله و سلام عليه و عليهم ) هستند و از سوى ديگر همهء مسلمانان را اهل سنت خواهيم يافت ، زيرا همگى دوست دارند از سنت رسول خدا - در صورتى كه از راههاى قابل اعتمادى به ما رسيده باشد - پيروى كنند ؛ بنابراين همگى ما سنى ، شيعه ، قرآنى و محمّدى هستيم .
* * * ممكن است كسى بگويد : جماعة التقريب بهدنبال آناست كه مذاهب فقهى را به يكديگر نزديك سازد ، ولى اين غيرممكن است ، زيرا اگر شافعىها با حنفىها مثلًا در اينكه فلان كار وضو را باطل مىكند يا خير ، اختلاف نظر داشته باشند ، نمىتوان هركدام از آندو را به مراجعه به نظر ديگرى واداشت و چنانچه ما نظر گروهى را و ديگران نظر گروه ديگر را ترجيح دادند . . . كارى نكردهايم جز آنكه مذهبى بر مذاهب موجود افزوده و بهجاى تقريب ، فرقهسازى كردهايم !
پاسخم به چنين كسى ، از اين قرار است : هدف ما ادغام مذاهب فقهى در يكديگر
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٤٠