تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

فصل دوّم : توضيحات بيشتر ( بخش نخست )

كاملًا طبيعى است كه مسلمانان به اين شدّت و حدّت ، به ايدهء تقريب توجه كنند و چنين تأييدى از آن به‌عمل آورند ؛ مگر آنها نخستين كسانى نيستند كه متوجه شدند تفرقه به معناى ضعف و زبونى و اتحاد و اجتماع ، به معناى قدرت است ؟ اين نيز طبيعى است كه دربارهء ايده‌اى كه چنين گسترشى يافته و پيامدهاى آن انتشار پيدا كرده و آوازه‌اش همهء كشورهاى اسلامى و طوايف مختلف را فرا گرفته ، برخى قلم‌ها به پرسش بپردازند و توضيح بخواهند . همچنان‌كه طبيعى است كه هر ايده‌اى در نخستين گام‌هاى خود با نوعى جفاكارى از سوى اندك كسانى روبه‌رو شود كه عادت دارند شتابزده داورى كنند . در مورد ايدهء تقريب ، انگيزهء شتابزدگى مىتواند تعصب به ارث برده شده عليه يك فرقه از سوى فرقه‌هاى ديگر باشد . طبيعى هم هست كه ما از همهء اين پرسش‌ها و توضيح خواستن‌ها و شتابزدگىها و . . . خشنود مىشويم ، زيرا از سنت و قانونمندى فراخوان‌ها ، غافل نيستيم و برآنيم كه اينها همه نشانى از توجه به فراخوانى است كه در واقع فراخوان فطرت است ، توجه به ايده‌اى است كه ايدهء اسلامى درستى به‌شمار مىرود و چنين برخوردهايى با فراخوانى اينچنين ، بايد كه چنين كم سابقه هم باشد . به‌هرحال ، از هرآنچه دربارهء اين ايده نوشته شود استقبال و از آن استفاده مىكنيم ؛ اگر پرسشى باشد سعى مىكنيم پاسخ دهيم ؛ اگر توضيحى لازم آيد ، توضيح مىدهيم
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 137 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي