تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
حتى اگر متضمن جفايى بر يكى از گروه‌هاى تشكيل دهندهء جماعت ما [ جماعة التقريب ] باشد . مسلمانان به‌شدت نياز به ايدهء تقريب را حس كردند ؛ ما نيز ضرورت دوچندان ساختن كوشش‌ها براى توضيح آنچه بر مردم پوشيده مانده و توضيح مسائلى كه توجه آنانرا جلب كرده است ، احساس كرده‌ايم . با آنكه صاحبان مخلص قلم كه شمارشان هم زياد است در تأييد ايدهء تقريب از يكديگر پيشى مىگيرند و به حمايت از آن مىپردازند و اهداف آن‌را توضيح مىدهند ، اين ايده همچنان نيازمند توضيح بيشتر بيان جزئيات دقيق‌تر است . هدف ما در اين بحث نيز همين است . كسى پرسيده است : اين فراخوان تقريب چيست ؟ و چگونه مىتوان مذاهب را به يكديگر نزديك كرد ؟ آيا قرار است هر طايفه يا فرقه‌اى از برخى داشته‌هاى خود چشم‌پوشى كند تا به فرقه‌هاى ديگر نزديك شود و آيا شيعيان راضى مىشوند از فلان و به همان ايدهء خود به سود اهل سنت ، كوتاه بيايند يا اهل سنت نظر شيعه در اين يا آن مسئله را تأييد مىكنند ؟ من به اين پرسشگر و امثال او چيزى را مىگويم كه بارها تكرار كرده‌ام : نه برادر ، فراخوان ما چنين نيست ، چنين هدفى هم نداريم ؛ فراخوان ما متحدشدن مسلمانان بر گرد آن دسته اصول اسلامى است كه هيچ مسلمانى جز به آنها ، مسلمان به‌شمار نمىآيد و اينكه در فراسوى آن ، مسلمانان نگاه و ديدگاه كسى را به همديگر داشته باشند كه نه در پى پيروزى يا فلج سازى ، كه در پى حق و معرفت صحيح باشد . مسلمانان اگر بتوانند در موارد اختلافى ميان خود به انصاف و حجت آشكارى براى توافق برسند كه چه بهتر ، و در غيراين‌صورت بگذار هر يك ، پاىبند ديدگاه‌هاى خود باشند و ديگران را معذور بدارند و به آنان خوش‌گمان باشند ، زيرا اختلاف در مواردى جز اصول دين ، زيانى به ايمان نمىرساند و نظريه پردازان متعارض را از گسترهء اسلام بيرون نمىكند . * * *