تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
بحث دربارهء راه‌هاى علاج اين وضع پرداختيم و طى اين مدت ، فراخوانهاى پيش از خود را مورد مطالعه قرار داديم و بهره‌هاى زياد از آنها گرفتيم ؛ همهء مشكلات فرقه‌اى و كتاب‌هاى مربوط به هر گروه را مورد بررسى قرار داديم تا فرقه‌هايى را كه در اصول اسلامى توافق دارند ، مشخص كنيم ، اختلاف‌هاى فرعى فقهى و آنچه كه قبلًا به آن رسيده بوديم را بررسى كرديم و آنگاه بهترين راه ژرفا بخشيدن به اين ايده را مشخص ساختيم . و سرانجام به اين نتيجه رسيديم كه اين فراخوان به‌جاى اقدام از سوى يك فرد كه ممكن است در معرض خطرات بسيارى هم قرار گيرد ، بايد از سوى يك گروه انجام شود و فراخوان به تقريب نيز بايد ميان رهبران مذاهب صورت گيرد و به‌دنبال گردآوردن مسلمانان بر يك مذهب نباشد ؛ بايد شيعه ، شيعه و سنى ، سنى باقى بماند و ميان همگان اصل احترام به رأى مستدل حاكم باشد و جماعة التقريب نمايندهء مذاهب چهارگانه معروف اهل سنت و دو مذهب شيعه امامى و زيدى باشد و هر مذهب را يكى از علماى برجسته آن نمايندگى كند و جماعهء بر كنار از سياست ، هدف‌هاى مشخصى داشته باشد و كوشش‌هاى آن علمى و بر پايهء بحث و بررسى استوار باشد تا بتواند در برابر مخالفت‌ها ، ايستادگى كند و از طريق قانع‌شدن و قانع كردن ، طرفدارانى براى خود پيدا كند و قادر شود با سلاح علم ، به جنگ انديشه‌هاى خرافاتى و انگلى كه خود در سايهء توهمات و فضاهاى تاريك پر رمز و راز ياراى زندگى ندارند ، به مبارزه بپردازد و در عين حال بتواند در برابر گروه‌ها و فرقه‌هايى كه ربطى به اسلام ندارند و شيعه آنها را سنى و سنى آنها را شيعه قلمداد مىكند ، حال آنكه در حقيقت فرقه‌هايى براى جنگ عليه اسلام‌اند ، تاب مقاومت آورد . اين‌گونه بود كه جماعة التقريب با تكيه بر خداوند متعال ، تشكيل شد و كار مداوم و مطالعه و بررسى پيگير و تماس آرام و سازنده با مراكز دينى در هر يك از كشورهاى اسلامى را وجههء همت خود قرار داد و از فضاهاى تبليغاتى فاصله گرفت . حال آنكه تبليغات ، از سوى مخالفان صورت گرفت ؛ متعصبان و متحجران و افراد مغرض و