تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
به‌طورىكه همديگر را نشانه رفتند و براى يكديگر مشكل آفريدند تا سرانجام ابهت وهيبت همهء آنها از ميان رفت و بدين ترتيب ، كشورهايى كه بر ما مسلط بودند و شيفتهء قدرت آنها شده بوديم از نفس افتادند و غرور و ابهت آنها فروپاشيد و به‌جاى كوشش در جهت ايجاد تفرقه ميان ما ، درگير مشكلاتى شدند كه وجود خودشان را تهديد مىكرد و ميزان نفوذ و سلطهء آنها را بر ما به سستى كشانيد . پيامدهاى اين جنگ ، جنبه ديگرى نيز داشت و آن اينكه در ميان ملل اسلامى نوعى عزت نفس و افتخار به اصول اسلامى را به دنبال داشت ؛ آنها به چشم خود ديدند كه اين مدنيت جديد چه بدبختىها و بلايا و مصايب و كشتارهاى ددمنشانه و جنايات وحشيانه‌اى از سوى اساتيد مدنيت جديد عليه بشريت و تنها با انگيزهء سلطه طلبى ! به‌دنبال داشت . آنها به يقين متوجه شدند كه مدنيت و مكاتب اجتماعى كه صاحبان آنها در شرق و غرب از آن دم مىزدند و ارزش‌هايى كه اينان از آن داد سخن مىدادند ، هيچ‌كدام نتوانست خشونت آنان را لگام زند و وحشيگرىهاى ايشان را كاهش دهد و آن اسلحهء خانمان‌سوزى كه همواره ما را بدان تهديد مىكردند ، براى ريشه‌كن ساختن خودشان به‌كار برده شد . اينها همه بمثابه فريادى بود كه مسلمانان را از خواب خوش بيدار كرد و آنان‌را به اصول انسانى و ارزش‌هاى والايى كه نزد خود داشتند و روزگارى دشمنان به كمين نشستهء آنها با اباطيل خود آنان‌را از آنها رويگردان كرده بودند ، سوق داد ؛ بدين ترتيب رقابت كشورهاى پيروز در جنگ جهانى دوم با يكديگر و احساس افتخار و عزت مسلمانان ، دو عامل فراهم آورندهء ايدهء اصلاحى جديد گرديد . در همين هنگامى كه احساسات مسلمانان برانگيخته شده بود ، حادثه اى اتفاق افتاد كه عواطف آنانرا سخت جريحه دار ساخت . گو اينكه اگر در زمان ديگرى - كه چنين حساس نبود - اتفاق مىافتاد خيلى عادى بود و تأثيرى برجاى نمىگذاشت ، ولى وقتى حوادث عادىدر زمان حساسى اتفاق افتند ، غالباً معجزه‌ساز مىشوند . اين حادثه در حرم امن الهى و در ماه حرام و دقيقاً در ايام حج اتفاق افتاد و قربانى