ارگان جماعة التقريب يعنى مجلهء رسالة الاسلام نقش بسزايى داشت ؛ چون باعث شده بود اين ايده به كتابخانهء علما و انديشمندان برسد و چنان بود كه هر شماره از آن ، پرده از بخشى از موارد پنهان برمىگرفت و شمار بيشترى را به سمت تقريب مىكشاند و آشكارا روشن مىساخت كه مسلمانان در قرآن خود ، در نمازها و روزه و حج خود ، اختلافى با هم ندارند و به علاوه در اصول عقايد و اصول دين و توحيد و نبوت ، اتفاق نظر كامل دارند و اشكالى هم ندارد كه براى برخى ، اصول مذهبى ويژهاى وجود داشته باشد ، همچنانكه اصل ولايت نزد شيعه - كه معتقدند حضرت على ( عليه السلام ) و فرزندان وى نسبت به ديگران شايستهترند - مطرح است . سنى ، از خود شيعه ، پژوهشها و استنباطهاى آنرا خواند و بسيارى از آنها را پسنديد ، شيعه نيز از خود اهل سنت ، خواند كه نسبت به عشق و محبت به اهل بيت اتفاق نظر دارند و آنچه از سوى برخى ستمگران صادر شده است ، نظر اهل سنت در مورد اهل بيت را نمايندگى نمىكند .
اهل سنت نيز دانستند كه شيعه ، افراطيون را نجس مىشمارند و محكوم به كفر مىكنند ، همچنانكه اصحاب حلول را نيز به همين حكم مىرانند .
بنابراين ، چه تفاوت بسيار است ميان حقيقت شيعه و شيعهاى كه پيش از اين تصوّر مىشد . و چه تفاوت فاحشى است ميان آن ناصبى كه دشمنى اهل بيت پيشه كرده و اهل سنتى كه عشق به اهل بيت را عبادت مىداند و در تشهد خود نيز بر ايشان درود و صلوات مىفرستند و مىگويند : « اللهم صل على محمد وآل محمد و بار على محمد وآل محمد » .
* * * سنت و روش گام به گامى ، همواره فراروى جماعت التقريب قرار داشت تا سرانجام نوبت به آن رسيد كه دانشگاههاى دينى را به صورت دانشگاههاى عام اسلامى درآوريم . متن اساسنامه جماعة التقريب از ابتداى تأسيس نيز چنين بود ؛ چه در ماده سوم ( بند ) از جمله اهداف خود را چنين بيان مىكند : « كوشش در اين جهت كه
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٣٣