مقرر شد تا عبادات نيز محدوديت داشته باشد ؛ هيچ كس نبايد عبادتى را ابداع كند كه تشريع نشده است ، ولى اينكه فرد مسلمان - يعنى كسى كه خداوند درهاى انديشه در آسمانها و زمين را در برابرش گشوده است - قائل به محدوديت و بستن باب بحث و انديشه گردد ، چيزى بود كه تصورش را نمىكرديم ، ولى در كمال تأسف ، در تعصبهاى فرقهاى راه و رسم ما شد . خاندانهايى كه به نام خلافت اسلامى طى قرنهاى دراز حكمرانى كردند ، آل على ( عليه السلام ) را تنها مخالف خطرناك خود مىديدند ؛ بنابراين با شيعيان على بدرفتارى كردند و قلمها و زبانها را عليه آنان به خدمت گرفتند ؛ چنانچه شبهات و درهم آميزىها و تشويشهاى فراوانى دربارهء شيعه ، ايجاد كردند ؛ هر مصلحى مىتوانست دفاع از ايشان را براى دور ساختن شرّ تفرقه ميان مسلمانان ، برعهده گيرد ولى قدرتى كه در دست خلفا بود از يك سو و مقاومت برخى حكام از سوى ديگر ، قلمها و وجدانها را عليه هرگونه تلاشى از اين دست ، به استخدام خود گرفتند و چنان كوششهايى را ناكام گذاردند .
آرى ، كوششهايى در گذشته صورت گرفت كه از يك سو جنبه فردى داشت و از سوى ديگر بر پايهء علمى و حساب شدهاى قرار نگرفته بود ؛ گاهى اين كوششها در راستاى سياستى بود كه وحدت حكومت را هدف گرفته بود و گاهى نيز جنبهء غير علمى داشت ، از جمله مثلا كوشش مىشد مذاهب سنى و شيعه را وحدت بخشند ، علاوه بر اينها افكار عمومى نيز در آن هنگام در جريان زيانهاى تفرقه قرار نداشت .
به همهء اين دلايل ، هيچكدام از آن تلاشهاى قابل تقدير با موفقيت قرين نشد گو اينكه در ميان اندكى از انديشمندان ، آثارى بجاى گذاشت .
پس از آن خداوند شرايط مناسبى براى بيدارى مسلمانان فراهم ساخت و در پى جنگ جهانى دوم ، اسباب يارى رسان به اين امر را مهيا كرد ؛ كشورهاى قدرتمندى كه بر مقدرات ما مسلط بودند و از مدتهاى دراز ، سياستهاى ما را ديكته مىكردند - اعم از آنهايى كه پيروز ميدان جنگ جهانى بودند يا آنها كه شكست خوردند - با نيرويى تحليل رفته و وضع آشفته و بىرمقى از جنگ بيرون آمدند و پيش از آنكه كشورهاى پيروز ، نفسى تازه كنند جنگ سوم - كه جنگ سرد بود - ميان آنها آغاز شد ،
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٢٧