مصحف [ قرآن ] نيز ترديد كردند و بسيارى از اهل سنت در اينكه مصحف شيعيان همان مصحفى است كه در دست ديگر مسلمانان است شك كردند ! و با اينحال هيچ كس از آنها زحمت نظرافكندن به يكى از ميليونها نسخهاى كه در اختيار اوست بهخود نمىداد ، كه اگر چنين مىكرد ، شك وى بر طرف مىشد و مشكل حل مىگرديد . ولى آنها با تكيه بر سخن مؤلف مغرضى كه قرنها پيش مرده است ، بر موجود محسوس ، حكمى راندند كه وجود خارجى ندارد .
آرى ، تفرقه ميان مسلمانان ، براى قرنهاى متمادى خوراك مناسبى براى دولتها و دولتمردان بود و هر حاكمى سعى كرد براى تثبيت قدرت و موقعيت خود و درهم شكستن دشمنان ، از آن بهرهبردارى كند ؛ آنگاه نوبت به سياستهاى بيگانهاى رسيد كه اين تفرقه را بهترين ابزار براى دخالت و بسط نفوذ و تحكيم سلطه و تحميل حاكميت خود يافتند .
سياستهاى بيگانه ، الهام بخش بسيارى از دشمنانى شد كه برخى از ايشان در آن سوى نام خاورشناس پنهان مىشوند تا با پژوهشهاى مسموم خود در راستاى تكميل حلقه محاصرهء ما عمل كنند ؛ اين پژوهشها ، سادهلوحان ما را فريب داد و برخى را بر آن داشت تا براساس نوشتههاى اين يا آن خاورشناس ، حكم صادر كنند .
بدين ترتيب ، اين خاورشناسان را باور كرديم ، كما اينكه تاريخنگاران دروغپرداز و نويسندگان اوهام و جاعلان حديث را باور كرديم و جاذبيت پر زرق و برق هر چيز تازه بر ما چيره گشت ، همچنانكه ابهت و هيبت گذشته معمول نيز ما را گرفت و خود را از حق انديشيدن در مورد آنچه اينان و آنان بيان كردهاند ، محروم ساختيم و نخواستيم داراى انديشه مستقلى باشيم تا خود به بررسى و مطالعهء وضع خويش بپردازيم .
سياستهاى بيگانه مسلط بر ما نيز در اين ميان مزيد بر علت شدند و در برابر هر ايدهء اصلاحى كه در پى توحيد كلمهء مسلمانان برمىآمد ، ايستادند .
مقرر شد تا اسماءالله محدوديت داشته باشد ؛ هيچ كس نبايد از پيش خود نامى براى خدا در نظر گيرد كه تاكنون بيان نشده باشد .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٢٦