فصل اول : حكايت تقريب
اينك در پى موفقيت ايدهء تقريب ( به فضل و توفيق الهى ) و سخن گفتن از آن در راديوها و نقل اخبار آن از سوى خبرگزارىها و گفتگو دربارهء آن در روزنامهها و مجلات و در پى خروج اين ايده از دايرهء تنگ علمايى و ورود به گسترهء جامعتر يعنى جامعه عمومى ، و به دنبال ثبت آن گام بزرگى برداشته شد ؛ گامى كه نقطهء عطفى در تاريخ اسلام بهشمار مىرود . پس از اينها همه ، بد نيست از تولد اين ايده و آغاز شكلگيرى و مراحل سير آن و شرايطى كه آنرا احاطه كرده بود ، سخن بهميان آوريم .
ترديدى نيست كه بيان داستان ايدهء تاريخى تقريب و با توجه به مراحلى كه از سر گذرانده است ، براى هر سال خود نيازمند مجلد كاملى است ، ولى از آنجا كه مقاله مىنويسيم و نمىخواهيم در اين باره سخن را بهدرازا كشانيم و برآنيم كه آنرا بهحال خود واگذاريم تا خود سخن گويد ، بهطور فشرده نگاهى گذرا به آن مىاندازيم .
* * * اقدام به كار تقريب مستلزم تهور فوقالعادهاى بود كه ذهن را به انديشيدن به پرسشهاى فراوانى مىكشاند :
- آيا مسلمانان توان آنرا دارند كه مشكلاتشان را خودشان حل و فصل كنند ؟
- آيا در اسلام اصولى وجود دارد كه وحدت امت اسلامى و سپس عزت و عظمت و شكوه آنرا تضمين كند ؟