تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
ميان آنها بر اساس فضايل اخلاقى شكل گرفت و سامان يافت ، طبيعى است كه جامعهء سالم و بهره‌مند از قدرت روحى و اخلاقى والايى شكل گيرد ؛ در چنين جامعه‌اى ، دل‌ها آرام مىيابد و خردها صيقل مىبيند و آرامش دل‌ها و صيقل‌يابى خردها راه را براى معرفت هموار مىسازد و حتى خود دين ، راهبر معرفت و مشوق به آن مىگردد ؛ دليل اين امر نيز آن‌است كه پيشگامان علم و دانش ، غالباً از ميان برجستگان دين بوده‌اند . دين در آغاز پيدايش ، انديشه و ايدهء پيشروى بود كه براى مدت‌ها با مخالفت شديدى از سوى پيروان سنت‌هاى كهنه‌اى كه همواره پاىبند قديم مىمانند ، زيرا به آن عادت كرده‌اند ، روبه‌رو بود . مخالفت‌ها نيز ، نيرومندى آن‌را به‌دنبال مىآورد و چه بسيار انديشه‌هاى اصلاح‌گرايانه‌اى كه بقا و موفقيت خود را مديون مخالفت‌ها هستند ، ولى زمانى كه مخالفتى نباشد حركت هر جنبشى كند مىشود ، چون پيروزى خود را حتمى مىداند يا با توجه به موقعيت و جايگاهى كه به‌دست آورده ، دست از تلاش و فعاليت برمىدارد و به‌جاى توجه به پيرامون و تدارك وضع آينده ، تنها به دفاع از گذشتهء درخشان خود مىپردازد . طبيعت دنيا ، دگرگون پذيرى است ؛ هر لحظهء آن مىتواند انديشهء تازه‌اى را مطرح سازد و هر ايده و انديشه‌اى نيز شيوه‌ها و پيروان خود را به همراه دارد همچنان‌كه غرايز بشرى پيامدهاى خود را دارند و هرج ومرج طلبى نيز طرفداران و مريدانى دارد ؛ شرايط عوض مىشود ، انديشه‌ها تغيير مىكند و معارف و دانش نيز چه بسا - و در صورتى كه دانشمندان سنت تغيير را ناديده بگيرند و از كاروان زندگى بازمانند - از مدار اخلاقى خود خارج و با دين در تعارض قرار مىگيرد ؛ هر قدر دانش بشرى پيشرفت كند كنترل مردان دين كاهش مىيابد و پيامدهاى مخالفت ايشان تضعيف مىشود تا سرانجام معارف و دانش خود به دينى و مدنى تقسيم مىشوند و پس از آن معارف مدنى چيره مىگردند و نظام خود را بر
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 110 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي