لازم را محاسبه كند و سفينهاى در نظر گيرد كه نيروى مقاومت جاذبهء زمين را براى رسيدن به نقطهاى كه در نظر گرفته ، خنثى سازد . به دليل دقت فوقالعاده زياد ، اين نقطه به نظر نقطه ثابتى مىرسد كه كارى جز انتظار وصول سفينه ندارد .
اگر چنين نبود ، آيا انسان مىتوانست محاسبه كند و مقرر دارد كه در روز فلان و ساعت و دقيقه و ثانيه به همان ، مىتواند به سمت روشن يا تاريك ماه برسد ؟
البته تكيه بر دقت نظم جهان هستى و بهرهگيرى از آن ، بدان معنا نيست كه كوششها در سفرهاى فضايى ، اندك و ناچيز بوده است ؛ هرگز ! اين دانشمندان هوا - فضا كوششهاى بسيار بزرگ و خسته كنندهاى را بهعمل آوردهاند و موفقيتهاى علمى بزرگى را تحقق بخشيدهاند . چيره شدن بر نيروى جاذبه و رهايى از قدرت آن ، خود پيروزى بزرگى است ؛ خروج انسان به عرصهء بىوزنى و شنا كردن در اين فضا ، پيروزى علمى سترگى بهشمار مىرود ؛ شناخت فشارهاى متناقض در فضاهاى گوناگون نيز پيروزى علمى بزرگى است . ارسال سفينهاى كه از همهء اين مرزها درگذرد و فشارها را تحمل كند و روى كرهء ماه فرود آيد موفقيت علمى سترگى است ؛ كنترل مسير سفينههاى فضايى در رفت و برگشت نيز پيروزى علمى بزرگى است . همهء اين پيروزىهاى علمى تنها نشان از كوششهاى سترگى كه علماى فضا مبذول داشتهاند ندارد ، دليل نبوغ و دانش فراوان آنها نيز هست .
ترديدى نيست كه اين پيروزىهاى علمى ، ما را از گسترهء شناخت در عرصهء فرضيهها و گمانها به عرصهء حقايق مسلم و واقعيتهاى عينى انتقال دادند ؛ اين تحول بزرگ علمى ، مىتواند براى بشريت حيرت آور باشد و آنگاه كه حيرت آغاز مىشود ، رسالت دين نيز آغاز مىشود ؛ وظيفهء دانشمندان آناست كه از اين فرصت بهره گيرند و قدرت و عظمت آفريدگار جهان هستى - اين جهان لايتناهى - را فرا روى اين حيرت زدگان قرار دهند ؛ آنها تنها زمانى قادر به انجام اين وظيفه هستند كه حركتهاى علمى را پيگيرى كنند و همان اهميتى را كه به علم توحيد و يارى گرفتن از آن براى تثبيت عناصر ايمان مىدهند ، به دانش هستى يا علم فضا هم بدهند .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٠٧