تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

فصل سوم : شعارمان : مدرسه در كنار مسجد باشد

رابطهء دين با جامعه در معرض بحران‌هاى بسيارى قرار گرفته و دگرگونىهاى زيادى به‌خود ديده است ؛ جامعه گاه پاى بندى شديدى به دين دارد و نسبت به آن حساس است و دين را همه چيز خود مىشمارد و گاهى نيز همين جامعه ، دستخوش هرج و مرج اخلاقى مىشود . گويى هيچ پيوندى ميان آن و دين برقرار نيست ؛ به‌طورىكه باورهاى گذشته خود را به باد ريشخند مىگيرد و مادّه را همه چيز مىپندارد و ماسواى آن‌را قبول ندارد . دين ، غالباً در سخت‌ترين شرايط و دشوارترين حالت‌ها ، مطرح مىشود ؛ وقتى هرج و مرج حاكم مىشود و ماترياليسم همه جا را فرامىگيرد و فضيلت به كنارى گذارده شود و ارزش‌هاى و الا ناديده گرفته شود ، دين مطرح مىشود و گروهى را بر عقيده‌اى گرد هم مىآورد و وحدت كلمه مىبخشد و ديگران را به فضايل اخلاقى و ارزش‌هاى و الا سوق مىدهد و نكات منفى و پلشتىهاى جامعه را دليلى براى نياز به پيروى از آموزش‌هاى دينى مىداند و بر آن مىشود تا با هر وسيلهء ممكن ، دينداران را به قدرت فوق بشرى كه به نيكىها پاداش مىدهد و زشتىها را مجازات مىكند ، توجه دهد . وقتى پيروان دين از هرج و مرج و سردرگمى كه در آن بودند بيرون آمدند و پيوند
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 109 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي