اين سياستهاست كه اختلافهاى مسلمانان با يكديگر را بزرگ مىكنند و همچنان به اين گرايش دامن مىزنند و اينكار را گاه با نشر پژوهشهايى به نام خاورشناسى و گاهى نيز با تشويق نشريات تفرقهافكن انجام مىدهند و امت اسلامى را به صورت امتهاى مختلف جلوه مىدهند ، حال آنكه امت واحدى هستند .
چرا ما مسلح به اين سلاح نشويم و آنچه را آنها مورد بحث و پژوهش قرار مىدهند ، مورد بحث و پژوهش قرار ندهيم تا مسلمانان با حقايق آشنا شوند و تحت تأثير نوشتههاى مغرضان و مزدوران سياستهاى تفرقهافكن قرار نگيرند ؛ بدين ترتيب از دين خود در برابر آنچه آوازهء آنرا مورد تشويش قرار مىدهد ، دفاع كرده و آنچه را به تفرقه امت مىانجامد ، از آن دور ساختهايم . چرا ما به بررسى وضع خود و شناخت مسائل خود نمىپردازيم و موضع خود نسبت به جهان را مشخص نمىكنيم ؟
چرا بسيارى از ما در بررسىها و پژوهشهاى خود دربارهء فرقههاى اسلامى ، به جاى نگاه به اطراف خود و شناخت جامعه و بهرهگيرى از واقعيت كنونى ، به آنچه قرنها پيش دربارهء ملل و نحل نوشته شده و درآميختگىها و اشتباهات آنها ، بسنده مىكنيم ؟
خطر اينگونه سياستها بر جامعهء اسلامى ما كاملًا روشن و آشكار است ؛ پيامدهاى جنگ اخير - از جمله فروپاشى اخلاقى و فساد - نيز كار خود را مىكند و دين ، نيروى فعال و مؤثرى است كه مىتواند بشريت را از اين وضعى كه در آن قرار گرفته نجات بخشد ، ولى آرمانها و ارزشهاى و الا به خودى خود ، همهگير نمىشوند ، مگر آنكه دعوتگران مخلصى وجود داشته باشند كه آنها را براى مردم جلوه دهند و برابر چشمانشان بگذارند و تنها مردان دينى هستند كه شايستهء اين رسالتاند و مىتوانند مسئوليت اين امانت را بر دوش كشند كه اگر كوتاهى كرده و تعلل ورزيدند ، ما همچنان دستخوش سياستها باقى مانده و اجازه خواهيم داد كه اين سياستها كار
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: خسرو شاهى
ص١١٣