شب ، بر خانهاش يورش بردند او را تنها در خانه يافتند قبايى بافته از موى بز بر تن داشت و در خانهاش چيزى از اثاث و فرش يافت نمىشد ملافهاى پشمى بر سر داشت و آيات قرآنى مربوط به وعد و وعيد الهى را زير لب تلاوت مىكرد . حضرت را به همان سان كه ديده بودند نزد متوكل بردند و حضرت در حالى به حضور متوكل رسيد كه مشغول ميگسارى بود و جام مى بدست داشت وقتى حضرت را ديد گرامىاش داشت و كنار خود نشاند در خانهء حضرت چيزى از آنچه كه به او گفته بودند يافت نشده بود هيچ بهانهاى هم نمىشد از ايشان گرفت . متوكل جامى را كه در دست داشت به حضرت داد . حضرت فرمود : اى امير المؤمنين ترا به خدا گوشت و خون من هرگز با مى آلوده نشده است مرا از آن معاف دار ، متوكل ايشان را معاف داشت و به ايشان گفت : شعرى بخوان كه خوشم بيايد . امام ( ع ) عذر خواست و فرمود : من از شعر چندان چيزى بخاطر ندارم او پافشارى مىكرد و عذرى نمىپذيرفت امام نيز اين اشعار را خواند :
- بر قله كوهها ماندند و مردان گردنكلفت ، از آنها نگهبانى كردند ولى اين قلهها چه سودى به آنها رساند .
- و پس از عزتى كه داشتند از برج و باروى خود به زير كشانده شدند و به گودالى درافتادند و چه افتادن بدى .
- فريادى آنان را پس از به خاك سپرده شدن ندا داد كه كو آن خاندان و تاجها و زيورها ؟
- كجاست آن چهرههايى كه برافروخته بود و غرق نعمت كه بر زير دستانشان تحكم مىكردند .
- قبرها به زبان آمده و در پاسخ اين پرسش گفتند كه اينك بر چهرهها ، كرمها ، در رفت و آمدند .
- چه بلند زمانى كه خوردند و آشاميدند ولى اينك خود پس از آن همه خوردن ، خورده شدند .
- و چقدر خانه و كاخ براى خويش ساختند تا آنان را پاس دارد ولى اينك خانهها و خاندان را رها كرده و به آن ديار رفتند .
- چه مدت كه اموال را گرد آوردند و ذخيره كردند ولى اينك آنها را براى دشمنان بجاى گذاردند و رفتند .
- خانههايشان و كاخهايشان به ويرانهاى مبدل شد و ساكنان آنها به گور
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 493
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٩٣