( امام هادى ( ع ) ) رفتم همراه خود نردبانى داشتم با آن به روى پشت بام خانه رفتم و در تاريكى از پلهها پايين آمدم و نمىدانستم كه چگونه بايد وارد منزل شوم .
ابو الحسن ( ع ) به صداى بلند خطاب به من فرمود : اى سعيد تأمل كن تا برايت شمعى آورند ديرى نگذشت شمعى برايم آوردند به كمك آن پايين آمدم حضرت را ديدم كه قبايى يشمين بر تن و كلاهى پشمى بر سر داشت و سجادهاش روى حصيرى همان نزديك پهن بود و رو به قبله نشسته بود ، به من فرمود : برو اتاقها را بگرد . وارد يكايك اتاقها شدم و آنها را بازديد كردم ولى چيزى در آنها نيافتم تنها كيسهاى يافتم كه مهر مادر متوكل بر آن بود و كيسه ديگرى كه حضرت خود مهر و موم كرده بود .
حضرت ( ع ) به من فرمود : جاى نماز را نيز بگرد آن را برداشتم شمشيرى زير آن يافتم كيسههاى پول و شمشير را گرفته نزد او ( متوكل ) رفتم وقتى نگاهش به مهر مادرش روى كيسه پول افتاد او را احضار كرد و دربارهء آن از وى پرسيد . در پاسخش گفت :
من نذر كرده بودم كه اگر از آن دمل كه گرفتارش شده بودى نجات پيدا كنى از اموال خود ده هزار دينار به او بدهم اين هم مهر من كه روى كيسه است . كيسهء دومى را كه باز كرد در آن چهار صد دينار پول بود و پس از آن دستور داد كيسهء ديگرى بر آنها بيفزايند و آنها را به من داد و گفت : اين كيسه را به ابو الحسن ( امام هادى ( ع ) ) برسان و شمشير و كيسههاى وى با هر چه در آنها هست به او بازگردان ، همين كار را هم كردم و با خجالت و شرمندگى به ايشان گفتم : سرورم وارد شدن به خانهء تو بدون اجازه برايم دشوار بود ولى من مأمور بودم . حضرت فرمود : و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون .
به نظر مىرسد بدخواهان آن حضرت هرازگاهى سعى داشتند كينهء متوكل را نسبت به امام ( ع ) برانگيزانند و خطر او را براى تاج و تختش گوشزد كنند اطرافيان متوكل همگى دشمنى و كينهء ديرينه با اهل بيت ( ع ) داشتند و كسانى چون على بن جهم و محمد بن داود هاشمى و ابى سمط و بطحانى و ديگرانى كه خود را به شيطان فروختند در ميانشان بود .
در جلد دوم مروج الذهب آمده كه گروهى از درباريان متوكل به سعايت امام هادى ( ع ) نزد متوكل پرداخته و به او گفتند كه در خانهاش اموال و سلاح و نامههايى از شيعيان اوست كه وى را به قيام ، دعوت كردهاند و او نيز در تدارك اين كار است متوكل نيز عدهاى ترك و غير ترك را به سراغ حضرت فرستاد كه در دل
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٩٢