به نظر مىرسد كه امام از آن هنگام كه وارد سامرا شد در آنجا ماند و متوكل نيز آنچنان كه همه روايات متفقند تظاهر به گرامى داشت و تعظيم آن حضرت مىكرد و در عين حال تمامى حركتها و فعاليتهاى ايشان را زير نظر داشت و شيعيان نيز غالبا آنچنان كه گفتيم از طريق مكاتبه ، با ايشان تماس داشتند و متوكل نيز هرازگاهى حضرت را به مجلس خود فرا مىخواند . مسعودى در جلد دوم مروج الذهب آورده است كه در زمان متوكل زنى مدعى شد كه زينب دختر على بن ابى طالب ( ع ) است كه خداوند عمرش را تا آن هنگام به درازا كشانده است . زن با اين ادعا ، به محضر متوكل رسيد متوكل نيز امام هادى ( ع ) را بحضور طلبيد . وقتى حضرت ، وارد شد فرمود : درندگان از گوشت خاندان فاطمه ( ع ) نمىخورند و اگر تو راست مىگويى به ميان درندگان رو . زن از اين پيشنهاد ترسيد ، امام خود برخاست و به ميان درندگان رفت درندگان به كنار حضرت آمده خود را به ايشان مىمالاندند ؛ و وقتى زن اين صحنه را ديد دعوى خود را پس گرفت .
و در روايت مفيد در ارشاد وى با اسناد به على بن ابراهيم به نقل از ابن النعيم بن - محمد طاهرى آمده كه گفته است : متوكل بر اثر دملى كه بر او ظاهر شده بود بيمار شد و رو به مرگ گذاشت كسى جسارت آن نداشت كه بر دمل او ، آهن داغ شده بگذارد مادرش نذر كرد كه اگر از اين دمل رهايى يابد اموال بسيارى تقديم امام - هادى ( ع ) كند و فتح بن خاقان به او گفت : بهتر است دنبال ابو الحسن على بن محمد ( امام هادى ( ع ) ) بفرستى شايد او بتواند كارى كند . گفت : به دنبال او برويد . فرستاده به سوى ايشان رفت و اين دستور حضرت را بازگرداند كه : سرگين گوسفند را با گلاب بياميزند و مخلوط را روى دمل بگذارند كه به خواست خدا مؤثر مىافتد . آنها كه در مجلس متوكل حاضر بودند مسخره كردند فتح بن خاقان به آنها گفت : چرا آنچه كه گفته آزمايش نمىكنيد كه به خدا سوگند من اميدوارم مؤثر باشد سرگين حاضر آوردند و با گلاب آميختند و مخلوط را روى دمل گذاردند دمل سر باز كرد و آنچه در آن بود بيرون آمد . مادر متوكل در بستهاى با مهر و موم خود ده هزار دينار خدمت امام فرستاد . چند روز بعد ، بطحانى سعايت امام را نزد متوكل كرد و گفت كه حضرت اموال و سلاحهايى جمع آورده است ، متوكل نيز به سعيد حاجب دستور داد شبانه بر خانه حضرت هجوم برد و اموال و سلاحهايى كه نزد اوست بياورد . ابراهيم بن - محمد در ادامه مىگويد : سعيد حاجب به من گفت : من نيز شبانه به منزل ابو الحسن
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 491
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٩١