تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
از كسانى كه خداوند ايشان را از ميان بندگانش برگزيد و حجت خلقش قرارشان داد جاى هيچ گونه شگفتى ندارد . در اين رابطه راويان ، دهها كرامت و معجزه براى آنها روايت كرده‌اند كه جز از كسانى كه خود را وقف خدا كرده و به امر و نهى او مطلقا گردن نهاده‌اند ، برنمىآيد و نمىتواند جز از ايشان ، صادر شده باشد و من اگر به اين جنبه نپرداختم از آن جهت نبود كه همه آنها را ساخته و پرداخته دوستداران افراطى مىدانستم بلكه به خاطر اين بوده كه در زندگى ايشان و برخوردى كه با ستم و ستمكاران داشته‌اند و نيز فداكاريهايى كه در راه خدا و براى مردم از خود نشان دادند نشانه‌هايى قاطع‌تر بر عظمت آنها از آن امدادهاى غيبى كه جز اندك شمارى از مردم باورشان نمىكنند ، يافته‌ام . مورخين و محدثين در بيان سفر امام از مدينه به سامراء از يحيى بن هرثمه روايت مىكنند كه گفته است : وقتى حضرت را به مدينة السلام رساندم بر اسحاق بن ابراهيم طاهرى كه والى بغداد بود وارد شدم به من گفت : اى يحيى اين مرد زادهء رسول خداست حال آنكه مىدانى كه متوكل زادهء كيست و اگر تو او را تحريك به قتل اين مرد كنى با رسول خدا ( ص ) دشمنى كرده‌اى . گفتم : به خدا سوگند كه جز نيكى ، با او نكرده‌ام . آنگاه به سامرا رفتم و نزد وصيف تركى كه از دوستانش بودم ، شدم به من گفت : به خدا قسم اگر موئى از سر اين مرد كم شود بيش از هر كس من بازخواستت مىكنم من از توافق رأى آن دو ( اسحاق بن ابراهيم و وصيف تركى ) در شگفت ماندم . و هنگامى كه به حضور متوكل رسيدم دربارهء آن حضرت از من پرسيد . من نيز از رفتار شايسته و سلامت آيين و پارسايى و پاكدامنىاش و همچنين از اينكه با جستجوى خانه او تنها قرآن و كتابهاى علمى يافتم ، گفتم . و اينكه مردم مدينه با ورود من به شهر خود ، بر جان آن حضرت ترسيدند و يك صدا به ناله و شيون پرداختند و تنها هنگامى آرام شدند كه برايشان سوگند خوردم كه امير ، هيچ گونه قصد بدى دربارهء ايشان ندارد ، آنگاه متوكل حضرت را گرامى داشت و نيكيها به ايشان كرد و در خانه‌اى كه برايشان آماده كرده بود ، منزل داد . ولى روايت مفيد حكايت از آن دارد كه متوكل در همان روزى كه حضرت به سامرا رسيد ايشان را به حضور نپذيرفت و در منزلگاهى به نام صعاليك ، منزلشان داد و روز بعد اجازهء حضورشان داد و بعد از آن بود كه خانه‌اى براى سكونت ، برايشان در نظر گرفت .