عرض كردم : آيا نمىدانست كه خرماها مسموم هستند ؟ فرمود : محدث ( كسى كه از غيب خبرش مىداد ) غايب بود . عرض كردم : او كه بود ؟ فرمود : فرشتهاى والاتر از جبرئيل و ميكائيل كه همراه رسول خدا ( ص ) بود و امامان را نيز همراهى مىكرد و آنچنان نيست كه هر وقت او را بخواهند ، حضور يابد آنگاه فرمود : تو اى عبد اللّه عمر طولانى خواهى داشت . و او صد سال زندگى كرد .
از جمله اصحاب ثقه آن حضرت و راويان احاديثش احمد بن عمر حلبى بود و از او نقل است كه گفته : در منى به حضور امام رضا ( ع ) رسيدم و به ايشان گفتم : فدايت گردم ، ما خاندانى بوديم كه هميشه شاد و داراى نعمت و بخشندگى بوديم و خداوند سبحان همهء اينها را از ما گرفت بطورى كه دست بسوى آنهايى دراز كرديم كه نيازمند ما بودند . حضرت در پاسخم فرمود : اى احمد ! چه سعادتمندى تو . اى احمد آيا مىخواهى كه برخى از آنچه اين نابكاران از آن برخوردارند داشته باشى و تمامى دنيا از طلا به تو متعلق باشد ؟ عرض كردم : نه به خدا اى فرزند رسول خدا . حضرت خندهاى كرد و فرمود : از اين پس به عقب بازخواهىگشت و هيچ كس خوش حال و احوالتر از تو نخواهد بود دست مايهاى دارى كه با يك دنيا طلا آن را نمىفروشى آيا اين مژده برايت كافى است ؟ عرض كردم : آرى خداوند مرا به تو و به پدرانت ، شاد و خوشحال كرد . به من فرمود : ابو جعفر در تفسير آيهء
وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما
( آيهء 82 از سورهء كهف ) ، فرمود : منظور از گنج لوحى از طلا بود كه بر آن نوشته شده بود بسم اللّه الرحمن الرحيم لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه در شگفتم از كسى كه به مرگ يقين دارد و خوشحال است و از كسى كه دنيا و تغيير و تحول مردمانش را مىبيند و بازهم به آن دل مىبندد و شايسته است كسى كه از خداوند غفلت ورزيد خداوند را در رزق خود مقصر نداند و قضايش را زير سؤال نگيرد . آنگاه فرمود : اى احمد آيا راضى شدى ؟ عرض كردم : آرى هم از خدا و هم از شما اهل بيت ( ع ) .
از جمله خاصان آن حضرت و راويان احاديث ايشان ، على بن عبيد اللّه بن حسين بن - على بن الحسين ( ع ) است و در « الاتقان » آمده كه او پارساترين خاندان ابو طالب و عابدترين آنها در زمان خود و از نزديكان امام موسى بن جعفر و على بن موسى بوده و محمد بن ابراهيم طباطبا مىخواست كه او وليعهد ابو السرايا پس از وى باشد كه از اين كار خوددارى كرد و آن را به محمد بن محمد بن زيد بن على واگذار كرد و كتابى هم در « حج » تأليف كرده كه از امام موسى بن جعفر ( ع ) آن را روايت كرده است .