تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
و احمد بن محمد بن عيسى به سندش به سليمان بن جعفر از وى روايت كرده كه گفته است : بسيار دوست دارم كه به حضور امام رضا برسم ولى بزرگى و هيبت ايشان مانع از اين كارم مىشود . روزى از قضا امام رضا دچار بيمارى خفيفى شدند و او به عيادت ايشان رفت امام نيز با احترام و تعظيم زياد از وى استقبال به عمل آوردند كه بسيار خوش‌حال گشت و پس از آن على بن عبيد اللّه بيمار گشت و حضرت به عيادتش رفتند . راوى مىافزايد : كنيزكى از ما به اطلاعم رساند كه ام سلمه همسر على بن عبيد اللّه ، از پشت پرده او را تماشا مىكرد و وقتى بيرون شد به همانجايى كه حضرت بود آمد و آنجا را بوسيد و سر و صورت بر آن ساييد و خود او ( على بن عبيد اللّه ) اين جريان را برايم بازگفت من نيز امام رضا را در جريان اين كار وى قرار دادم فرمود : اى سليمان على و پسر او و همسرش از اهل بهشت هستند اگر خداوند فرزندان على و فاطمه را اين گونه به آنها شناسانده باشد ديگر مثل ساير مردم نخواهند بود . علاوه بر اينان ، گروه بسيارى از شيعيانش ، آنچنان كه از نوشته‌هاى كسانى كه دربارهء راويان قلمفرسايى كرده‌اند برمىآيد - از آن حضرت روايت كرده‌اند . همچنانكه محدثين ديگرى چون الخطيب در تاريخ خود و ثعلبى در تفسيرش و سمعانى در رساله‌اش و ابن معتز در رساله‌اش و نيز ابو عثمان مازنى ، على بن على دعبلى و ايوب - ابن منصور نيشابورى و ابو صلت عبد السلام بن صالح هروى و على بن مهدى بن صدقة و داود بن سليمان بن يوسف قارى قزوينى و آدم بن ابى ياس و نصر بن على جهضمى و محمد بن رافع قشيرى - و ديگرانى كه نمىتوانيم نام همهء آنها را ذكر كنيم - نيز از آن حضرت روايت كرده‌اند .