كه به ادعاى آنها بنا به درخواست مأمون آن را نگاشته و در برخى روايات محمد بن - جمهور و برخى ديگر حسن بن محمد نوفلى آن را به امام رضا نسبت داده است .
و در « النجاشى » دربارهاش آمده كه او ثقهاى جليل القدر است كه از امام رضا ( ع ) روايت كرده ولى موضوع كتاب روايت شده را معين ننموده كه اين خود احتمال اينكه كتاب ياد شده همان رسالهء طبى است مطرح ساخته است كه نوفلى از جمله كسانى است كه آن را از امام رضا ( ع ) روايت كرده است . چه بسا نسبت اين رساله به امام رضا در مقايسه با انتساب كتاب فقه به آن حضرت درستتر و دقيقتر باشد .
از جمله تأليفات ديگرى كه به آن حضرت منسوب شده كتابهاى « صحيفة الرضا » و « محض الاسلام و شرائع الدين » است كه گروهى از محدثين اين دو كتاب را به ايشان اسناد دادهاند و گروهى ديگر نيز در صحت اين انتساب ترديد روا داشتهاند همچنانكه برخى نيز « أجوبة مسائل ابن سنان » و « علل ابن شاذان » و جز اينها را نيز از تأليفات ايشان برشمردهاند .
و همچنانكه گفتيم اعم از اينكه نسبتهاى داده شده به ايشان ( در مورد مؤلف - بودن اين كتاب ) صحت داشته باشد يا نداشته باشد بيشتر محتواى اين كتاب از نظرات و احاديث و مناظرههاى ايشان برگرفته شده است .
از امام رضا گروهى از شاگردان ايشان و شاگردان پدرشان موسى بن جعفر ( ع ) من جمله احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى كه از ثقهها بوده ، روايت كرده و همچنانكه در اتقان المقال شيخ محمد طه آمده كتابى را از ايشان روايت كرده است .
و ابو عمرو كشى در كتاب خود « اخبار الرجال » مىگويد : همهء اصحاب بر صحت و درستى آنچه كه او صحيح دانسته اتفاق نظر داشته و فقه او را قابل اطمينان دانستهاند و تمام كسانى كه در « رجال » كتاب نوشتهاند بر اين نكته تأكيد گذاشتهاند كه او از امام رضا و فرزند آن حضرت امام جواد روايت كرده و از منزلت والايى نزد ايشان برخوردار بوده است .
از جمله كسانى از ياران امام رضا و امام كاظم ( ع ) ، ابراهيم بن محمد اشعرى است كه از اين امامان روايت كرده و آنچنان كه در « الاتقان » و ديگر كتب رجال آمده است و از رواياتى كه از ايشان نقل كرده ، كتابى با همكارى برادرش فضل بن محمد اشعرى ، تأليف كرده است .
ديگر ، حسين بن بشار يكى از راويان از امام رضا و پدرش است و به نظر مىرسد
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 428
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٢٨