سوگند ياد كرد كه خداوند ايشان را از خوردن درختان مشابه و از جنس آن نهى نكرده است ، آنها به اين سخن ابليس اطمينان كردند زيرا كسى پيش از آن به دروغ سوگند خدا نخورده بود . و اين كار وقتى از آدم سر زد كه پيش از نبوتش بود و آنچه كه آدم مرتكب شد از گناه كبيره نبود بلكه گناه صغيرهاى بود كه به تعبير راوى امكان بروز آنها از انبياء بيش از نزول وحى ، وجود دارد ولى وقتى خداوند ، او را برگزيد و پيامبرش كرد معصوم بود و هيچ گناهى اعم از صغير يا كبيره ، از وى سر نزد .
خداوند متعال مىفرمايد :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى ، ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى
( سوره طه 122 - 121 ) ( و آدم از اين كردار گناهكار شد و از راه وفا و طاعت بيفتاد ، پس از آن خداوند آدم را بگزيد و توبه او را قبول كرد و او را به سخنانى راهنمايى كرد كه باعث عفو و بخشودگى او از گناه شد ) .
مأمون به ايشان گفت : حال دربارهء آيهء قرآن دربارهء ابراهيم كه مىگويد : فلما جن الليل رأى كوكبا قال هذا ربى فلما افل قال لا احب الآفلين فلما رأى القمر بازغا قال هذا ربى فلما افل قال لئن لم يهدنى ربى لا كونن من القوم الضالين فلما رأى الشمس بازغة قال هذا ربّى هذا اكبر فلما افلت قال يا قوم انى برى اما تشركون انى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين » شما چه مىگوييد ؟
امام ( ع ) پاسخش داد كه ابراهيم هرگز حتى براى يك لحظه ترديدى در وجود خدا نداشت ولى او در محيطى زندگى مىكرد كه مردم ستاره و ماه و خورشيد را مىپرستيدند و ابراهيم اين ترديد را از آن جهت مطرح ساخت تا به آنهايى كه اين ستارهها را مىپرستيدند نادرستى و فساد ( فناپذيرى ) معبودشان را بنماياند زيرا طلوع و غروب و تغيير از صفات و ويژگيهاى پديدارى است كه در هستى خود نيازمند علت و سببى است او با اين روش عينى و ملموس با ايشان بحث مىكند تا ايشان را به طور ملموس قانع كند كه در فراسوى اين ستارهها كسى است كه حركتشان مىبخشد و به گردششان درمىآورد كه همانا آفريدگار زمين و آسمانها و همهء هستى است
وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ
( سورهء انعام - 83 ) .
مأمون گفت : آفرين بر تو اى ابو الحسن ، حال دربارهء اين آيه برايم بگو :
فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ
( قصص - 15 ) موسى با مشتى سخت قبطى را كوبيد كه جان سپرد ( آنگاه موسى گفت كه اين كار شيطانى بود كه من كردم ) .