تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
رهبرى آن را امكان دستيابى به آنها نبود . در هر صورت آنچه كه امام رضا و ائمه ( ع ) در رابطه با برخى علويهاى قيام‌كننده و انقلابى از ايشان نپسنديدند اين بود كه آنها فريب برخى ظواهر را مىخوردند و سر و صداهايى را كه به نامشان بلند مىشد پربها مىدادند و بر اثر آن بىهيچ نقشه و حساب و كتابى به قيام مىپرداختند كه نتيجه كارشان نيز كشته شدن و دربدرى و آوارگى بود همچنانكه در مورد برخى انقلابيها ، افراطشان در كشتار و غارت و سوزاندن خانه‌ها و اموال را نيز بباد انتقاد گرفتند طى چنين عمليات خشونت‌آميز و كورى ، بىگناهان خيلى بيش از حكام و دار و دستهء آنها ، زيان مىديدند براى همين بود كه امام رضا ( ع ) با برادر خود زيد بن موسى بن جعفر آنچنان سرسختانه ايستاد و تجاوزهاى وى را كه در هيچ شرع و دينى روا نيست ، محكوم ساخت . او نزد مورخين و برخى محدثين به زيد النار شهرت يافت چون بسيارى از خانه و دارايى متعلق به عباسيها و وابستگان به ايشان را به آتش كشيد و آنچنان كه در تاريخ ابن اثير آمده اگر يكى از عباسيها ( سياهپوشها ) را دستگير مىكرد او را در آتش مىسوزاند و با اين حال اضافه بر آنچه كه از اموال عباسيها و يارانشان گرفت ، بر بسيارى از اموال تجار دست يافت و هنگامى كه ابو السرايا بر كوفه و اطراف آن - پس از انتقال خلافت به مأمون و درحالىكه هنوز امام رضا در مدينه بود - پيروز شد در بصره قيام كرد . مأمون ارتش بزرگى به فرماندهى على بن سعيد به مصاف وى گسيل كرد و پس از نبردهاى خونينى ميان طرفين ، زيد بن موسى امان خواست فرمانده عباسى آنچه مىخواست به وى داد و اسيرش گرفت و او را نزد حسن بن سهل فرستاد او نيز دستور داد گردنش را بزنند . در مجلس او حجاج بن خيثمه نيز حاضر بود به او گفت : اى امير ! اگر صلاح مىدانى در اين كار عجله مكن من توصيه‌اى به تو دارم . با اين سخن به دژخيم دستور داد دست از آن كار بكشد و به حجاج گفت : توصيه تو چيست ؟ گفت : اى امير آيا در اين كارى كه مىخواهى بكنى آيا دستور از امير المؤمنين به تو رسيده است ؟ گفت : خير . گفت : پس به چه دليل مىخواهى پسر عموى امير المؤمنين را بدون دستور او و پيش از آنكه نظرش را جويا شوى ، بكشى ؟ آنگاه داستان ابى عبد اللّه افطس را برايش بازگفت . هارون الرشيد او را نزد جعفر بن يحيى زندانى كرده بود . جعفر بن يحيى نيز او را كشت و سرش را در طبقى همراه هديه‌هاى نوروزى براى هارون الرشيد فرستاد كه