تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
مىكردند همان كسانى كه از مناسبتهاى مذهبى براى به رخ كشيدن قدرت و نماياندن عظمت و هيبت خود در مردم بهره‌بردارى مىكنند ، نماز بگزارد لذا امام زير بار نمىرفت چون بر اين باور بود كه روحانيت مراسم و مناسبتهاى مذهبى بايد مقدس شمرده شود و حرمتش نگاه داشته شود و هنگامى كه مأمون ايشان را ناگزير به اين كار كرد و او نيز تحت شرايطى كه خود مقرر كرده بود تن به اين كار داد دستگاه حكومتى مأمون شاهد هيجان و اشتياق مردم به او شدند ولى ديدند كه مردم به عنوان كسى كه سنتها را در اين ميان شكسته از او استقبال كردند به شتاب و سراسيمه نزد مأمون رفتند و اوضاع غير قابل تحمل را برايش تشريح كردند و خطرهايى را كه در صورت ادامهء اين جريان بر خودشان مىرفت ، برايش بازگفتند و از اينكه امام به مسجد برسد و نماز بجاى آورد ، برحذرش داشتند . لذا مأمون كسى را نزد آن حضرت فرستاد كه پيغام دهد : ما به تو ظلم كرديم و خسته‌ات ساختيم اى فرزند رسول خدا و ما تنها آسايش ترا مىخواهيم حال بازگرد و بگذار كسى براى مردم نماز بگزارد كه هميشه مىگزارد . اين همان چيزى بود كه امام آرزو مىكرد و برايش تلاش مىنمود .