نيز همچون ديگر امامان اهل بيت ( ع ) ؛ از قيامكنندگان عليه ظلم و باطل را تا آنجايى كه قيامشان در محدودهء شرع و به سود امت بود حتى اگر از نظر نظامى موفق نمىشدند ، به گرمى استقبال مىكردند زيرا يك انقلاب پاك و منزه حد اقل اين نتيجه را دارد كه دروغ و نيرنگ حكام را افشا مىكند و واقعيت زشت آنها را برملا مىسازد و پيامدش اينست كه باعث مىشود گروهى ستم آنها را حس كنند و از ايشان بازخواست كنند و گاهى نيز حاكم را بر آن مىدارد تا اندازهاى ، سياست خود و ابزارهاى حاكميت خويش را اصلاح كند .
سؤالى كه در اينجا ممكن است مطرح شود اينست كه بر فرض كه امامان برخى اين قيامها را تحسين مىكردند چرا خود رهبرى آنها را بدست نمىگرفتند به نظر من خواننده اگر مقايسهاى ميان وظايف و نقشى كه ائمه عليهم السلام داشتند و اين قيامها به عمل آورند خيلى زود پاسخ سؤال خود را مىگيرند زيرا آنها مىدانستند كه اين قيامها جملگى و خيلى زود با شكست مواجه مىگرديدند زيرا بر اساس درست و برنامهريزى شده بطورى كه موفقيت خود را تضمين داشته باشند ، قرار نداشتند . يك قيام موفق به پايگاه مردمى روشن همراه با آگاهى و عشق به آن كه مردم در تمامى برنامهريزيهاى رهبرى آن از وى تبعيت كنند ، نياز دارد . و آن قيامهايى كه در اينجا و آنجا بروز مىكرد داراى چنين شرايطى نبود و در همان هنگام كه صداى مردم و قيام كنندگان عليه حكام وقت بلند بود ائمه ( ع ) انقلاب فرهنگى را كه مصلحت اسلام در آن روز آن را تحميل كرده بود و همچنانكه هر پژوهشگرى مىتواند به اين نتيجه رسد با موفقيت هم همراه بود ، رهبرى مىكردند .
وقتى مىگوييم امامان از هر قيام و قيامگرى كه عليه ظلم و باطل سربرمىآورد در صورتى كه قيام براى حق و به سود مظلومين بود ، استقبال مىكردند از اين جهت نيست كه آنها اميدوار بودند آن قيامها ، به همهء آماجهاى خود نايل آيند بلكه از اين جهت بود كه قيام و انقلاب عليه ظلم حتى اگر با شكست هم مواجه شود اين نتيجه را دارد كه دروغ و رياى حكام را برملا مىسازد و واقعيت آن را روشن مىكند و پيامدش اينست كه كسانى را بجاى مىگذارد كه ستم را حس كنند و آن را زير حساب و كتاب گيرند و بىهيچ ترديدى قيامهاى ياد شده اين تعداد و حتى بيشتر از آن را نيز محقق ساختند ولى آن دستاوردهاى بزرگى را كه انقلاب ( فرهنگى ) ائمه ( ع ) به سود اسلام تحقق بخشيدند در صورت شركت آنها در اين گونه قيامها يا بدست گرفتن
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 414
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤١٤