تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
تا اينكه بالاخره خورشيد طلوع كرد . امام رضا غسل كردند و لباس پوشيدند و عمامهء سپيد نخى بر سر گذاردند و يك سر آن را بر سينه و سر ديگرش را به ميان دو كتف خود قرار دادند و اندكى عطر به خود زدند و چوبدستى بدست گرفتند و به نوكران و نزديكانش نيز دستور داد كه آنچه من كردم شما هم بكنيد . و سرانجام پاى برهنه و درحالىكه پاهاى مبارك را تا زير زانو لخت كرده بود بيرون آمد و اطرافيانش همراهىاش مىكردند اندكى كه راه رفت سر به آسمان برد و تكبير گفت ، همراهيان نيز تكبير گفتند رفتند تا به درب خانه رسيدند همين‌كه فرماندهان و سربازان چشمشان به ايشان افتاد و در آن وضع ايشان را ديدند همگى از مركب خود به زير افتادند و خوش‌شانس‌ترين آنها كسى بود كه همراه خود چاقويى داشت و بند كفش خود را پاره كرد تا آن را از پاى درآورد و پاى برهنه راه رود . آنگاه امام رضا بر دروازهء بزرگ خانه نيز تكبير گفت و مردم نيز به دنبال وى تكبير گفتند صداى مردم در مرو از هر سوى به گريه و تكبير برخاست . امام ( ع ) هر چند گامى كه برمىداشت مىايستاد و تكبير مىگفت و در پى او مردم تكبير مىگفتند شهر را صداى تكبير مردم برداشته بود مردم طبق آنچه كه روايات مربوطه مىگويند به طور بىسابقه‌اى از خانه‌ها بيرون آمده و در خيابانها جمع شده بودند . و اگر « بحترى » شاعر با همان ابياتى كه دربارهء متوكل سرود امام را در همين مناسبت ، توصيف مىكرد از جمله راستگوترين شعرا در توصيف ايشان بود و با دروغ و چاپلوسى براى حكام فاصله‌ها مىگرفت شايد هم منظور وى امام رضا بود ولى آنها را ظاهرا به متوكل نسبت داد زيرا بسيارى از شاعران چنين مىكردند حال چه او اين اشعار را دربارهء ايشان گفته باشد يا دربارهء ديگرى ، بهترين ابياتى است كه مىتوان امام و توده‌هاى گرد آمده به دور ايشان را توصيف كرد : - با آمدنت ، پيامبر را بخاطر آوردند و هلهله زدند و به شادى پرداختند و تكبير گفتند . - تا اينكه به مصلى رسيدى درحالىكه نور ايمان بر چهره‌ات نمايان بود و ظاهر گشت . - و چون خاشع و متواضعى راه رفتى كه در برابر خدا نه تكبر مىجويد و نه فخر مىفروشد . - و اگر مشتاقى در حضور يافتن پاى منبرت ، بيش از طاقت خود متحمل شود اين كار را مىكند . مأمون از آن حضرت مىخواست كه همچون خود و كسانى كه نمايندگىاش
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 411 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس