تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨

انگيزهء سياسى ولايت‌عهدى

مأمون از شخصيت بسيار نيرومندى برخوردار بود كه شايد بتوان آن را نيرومندترين شخصيت علمى و ادارى برشمرد كه از بنى عباس ، به حكومت رسيد . برادرش امين ، بزرگترين رقيبش در حكومت فاقد هر گونه عنصر لازم براى حكومت بود و هارون الرشيد با اينكه اينها همه را در هر دو فرزند خود مىدانست تنها از اين جهت امين را بر مأمون مقدم داشت چون او فرزند نازپرورده بانوى اول كاخش زبيدة دختر جعفر بن منصور دوانيقى بود پدر هنوز در قيد حيات بود كه نشانه‌هاى اختلاف ميان آن دو بروز كرد . اوضاع رو به بحرانى شدن و پيچيدگى هر چه بيشتر داشت تا اينكه بالاخره به حد - انفجارآميزى رسيد و همچنانكه يادآور شديم نبردهاى خونين و سخت آنان كه دهها هزار قربانى از خود بجاى گذاشت به كشته شدن امين و انتقال كامل قدرت به مأمون ، انجاميد . از آن پس مأمون حس كرده بود كه در بغداد ، نافرمانيهايى وجود دارد و نارضايتى شديدى از سوى بيشتر عباسيهايى كه امين را عليه او يارى كرده بودند ، بروز كرده بود هرازگاهى علويها عليه حكام وقت سر به شورش برمىداشتند و شيعيان كوفه هر شورش و شورشگرى را استقبال مىكردند كما اينكه شيعيان در هر جا ، رفتار زشت عباسيها را با علويها مورد انتقاد قرار مىدادند و تمامى قيامهايى را كه عليه آنها صورت مىگرفت با روى باز پذيرا مىشدند بويژه شيعيان خراسان كه نقش مهمى در تحكيم سلطهء مأمون و پيروزى وى بر برادرش ايفا كردند از اين جهت پيشاپيش ديگران بودند . در همان سال كه مأمون به قدرت رسيد خطر از همه سو دولتش را تهديد مىكرد