سرى بن منصور شيبانى معروف به « ابى السرايا » در كوفه و نواحى آن قيام كرد و رهبرى دعوت براى محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن حسن بن حسن بن على ( ع ) را بر عهده داشت كه تودهء مردم با وى بيعت كرده بودند . در مدينه ، محمد بن سليمان بن داود بن الحسن سر به شورش برداشته بود در بصره ، على بن محمد بن جعفر بن على بن الحسين و زيد بن - موسى بن جعفر ملقب به « زيد الغار » قيام كرده و بر بصره و نواحى آن چيره شده بودند و جاى پايشان محكم شده بود همچنانكه در يمن ابراهيم بن موسى و در مدينه حسن بن - الحسين معروف به « الافطس » قيام كرده و براى « ابن طباطبا » دعوت كرده كه وقتى او مرد براى خودش دعوت كرد و از همانجا ( مدينه ) در موسم حج ، به مكه رفت و عليه حاج داود بن عيسى الهاشمى ، قيام كرد و او در گريز از افطس ، از مكه بيرون رفت و حسن بن حسين ، بر مردم نماز گزارد و آن سال ، حجشان كرد و برخى مورخين مدعيند كه او خانهء خدا را از هر چه بر آن آويخته بود ، خالى كرد و در هر جاى مملكت آن روز ، آتش قيام ، شعله كشيد و با هر قيامگرى ، ده هزار از جان گذشته و شورشى عليه آن ستمگران كه تاج و تخت خود را بر جسد افراد بىگناه و به قيمت خون پاكان ، استوار كرده بودند و همهء منابع و درآمد مملكت را در راه آن ، خرج مىكردند ، ياريش مىدادند .
و در مقاتل الطالبيين آمده كه پس از نبردهاى « ابو السرايا » كه از علويها بود و ديگران و با توجه به منابع آمارى آن روز ، دريافته شده كه تعداد كشتهها در آن نبردها بيش از دويست هزار نفر بوده است . اين رقم چه درست باشد و چه نادرست بىهيچ ترديدى نشان از آن دارد كه دولت مأمون از هر سو ، در تهديد خطراتى بود و حركتهاى متمردانه و قيامها ، جملگى به رهبرى علويها صورت مىگرفته است .
مأمون در آن دوره كه تازه خلافتش آغاز شده بود دشوارى كار خود و خطراتى را كه متوجه اوست درك كرده بود و چيزى را از تظاهر در برابر افكار عمومى شيعيان و علويها از تمايلش به كنار كشيدن از خلافت به نفع امام رضا ( ع ) ، مفيدتر و كارسازتر نيست . او مىدانست كه امام اين خواست او را قاطعانه رد مىكند و چنين هم شد و بالاخره ايشان را ناگزير به پذيرش ولايتعهدى و اقامت با وى در يك شهر كرد و به دروغ و نيرنگ و نفاق ، تظاهر به دوستى او و پدرانش نمود و به همهء كارگزارانش دستور داد تا بر منبرهاى خود و در همهء مناسبتها ، از امام رضا ( ع ) دعوت به عمل آورند .
از همهء اين ترفندها منظورش اين بود كه مانع از درگيرى علويهايى كه با قيامها و سركشيهاى خود از اينجا و آنجا ، دولت عباسى را در معرض تهديد جدى قرار داده
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٩٩