تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
براى شما و فرجام كارتان و فرزندانتان پس از شما - شمايى كه همه با هم ، آنچنان سرگرم و گرفتار و سرگردانيد كه نمىدانيد چه بر سر شما مىآورند - سخت نگران و در انديشه‌ام . مفهوم ضمنى اين سخن آن است كه او آنچنان كه گمان مىبرند نمىخواسته خلافت را از يك خاندان به خاندان ديگرى ، منتقل سازد بلكه مىخواست از دشواريها و عوارضى كه بر سر راه آنها و خلافتشان قرار داشت يا احتمال بروز پيدا مىكرد ، پيشگيرى كند . انگيزهء اين كار هر چه بود امام خود را ناگزير به پذيرفتن اين خواست ديد زيرا همچنانكه در روايت « علل الشرايع » و « مقاتل الطالبيين » آمده ، ايشان را تهديد به قتل كرده بود ، در اين روايت آمده است كه مأمون به آن حضرت گفت : به خدا سوگند مىخورم كه اگر ولايت‌عهدى را پذيرفتى كه چه بهتر و گرنه ترا وادار به پذيرش خواهيم كرد و اگر تن به آن ندهى ، گردنت را خواهم زد . شيخ صدوق در « عيون اخبار الرضا » روايت مىكند كه امام در سر راه خود به خراسان از نيشابور گذشت و در محلى كه به آن قزوينى يا قزينى مىگفتند ، وارد شد در اين محل حمامى بود كه بعدها به حمام الرضا معروف گشت همچنين قناتى بود كه آب آن كم شده بود و امام كسى را بر آن گماشت تا آب آن را درآورد و طبق آنچه كه سيد الامين در الاعيان آورده است ، حوضچه‌اى ساخت كه با چند پله به اين قنات متصل مىشد و آب قنات در آن جمع مىشد . سيد الامين در جزء چهارم از « اعيان الشيعة » در ادامهء اين مطلب مىگويد : امام رضا ( ع ) در آن حوض ، غسل كرد و كنار آن نماز گزارد و مردم نيز مرتب بر آن حوض مىآيند و از باب تبرك در آن غسل مىكنند و آب مىنوشند و نماز مىگزارند و حاجت مىطلبند و اين همان قناتى است كه به « كهلان » معروف است و تا امروز نيز مردم ، به كنار آن مىروند .