تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
او به پذيرفتن ولايت‌عهدى - كه بالاخره ناگزير به پذيرفتن آن گرديد - اين بوده كه هارون الرشيد براى پسرش امين بيعت گرفته و سپس براى مأمون و بعد از آن دو براى پسرش قاسم بيعت گرفته بود و در اين مورد نوشته‌اى داشت و آن را در كعبه سپرد و كشور را نيز به همان ترتيبى كه گفتيم ، ميان آنها ، پخش كرد و هنگامى كه امين پيمان پدر را زير پا گذارد و برادرش را از ولايت‌عهدى خلع كرد و پسرش موسى را به جاى وى نشاند ميان آنها جنگ در گرفت مأمون نذر كرده بود كه اگر خداوند او را بر امين ، چيره گرداند خلافت را به بهترين فرد خاندان ابو طالب بسپارد و هنگامى نبرد ميان آنها پايان يافت و بغداد و ديگر نقاط را به تصرف خود درآورد - بنا به آنچه كه صدوق در كتاب خود عيون اخبار الرضا مرجح دانسته - امام رضا را به خراسان فرا خواند تا نذر خود را ادا كرده باشد شيخ صدوق در اين رابطه به نقل از ريان بن صلت روايت كرده كه مردم به شدت از بيعت با امام رضا ( ع ) سخن مىگفتند و اين ( شايعه ) را به فضل بن سهل نسبت مىدادند . ريان بن صلت در ادامهء روايت خود مىگويد : مأمون مرا فرا خواند و گفت : شنيده‌ام كه مردم مىگويند بيعت با امام رضا از تدابير و نقشه‌هاى فضل بن سهل است گفتم آرى ميان مردم چنين شايع است گفت : چه مىگويى ريان آيا كسى را جرأت اين هست كه به خليفه‌اى كه رعيت به انقيادش درآمده و كشور به فرمانش گرديده بگويد : دست از خلافت بشوى و آن را به ديگرى بسپار ؟ گفتم : نه به خدا . آنگاه مأمون گفت : من اينك علت آن را برايت مىگويم . وقتى برادرم محمد الامين برايم نامه نوشت و دستورم داد كه نزد وى روم و من از اين كار خوددارى كردم با على بن موسى بن ماهان هم قسم شد و دستورش داد مرا دستگير كند و دست بسته غل و زنجيرم كند و من نيز هرثمة بن اعين را به سجستان و كرمان فرستادم و شكستش دادم . « صاحب السرير » قيام كرد و بر آباديهايى از خراسان غلبه كرد اينها همه تنها در يك هفته بر من اتفاق افتاد و من توان مقابله با همه را نداشتم و اموالى نيز در اختيارم نبود تا بدان نيرو جذب كنم از فرماندهان و مردانم نيز بزدلى و شكست ديده بودم بنابراين تصميم گرفتم به پادشاه كابل بپيوندم و پيش خود گفتم او مردى كافر است و محمد الامين با پول تحريكش مىكند و او را عليه من مىشوراند آنگاه ديگر رويى نخواهم داشت كه به درگاه خداوند از گناهانم دست توبه بردارم و از وى درخواست يارى كنم ، لذا دستور دادم خانه‌اى را آب و جارو كنند و بر خود آب ريختم و پاك شدم و دو لباس سفيد پاك بر تن كردم و چهار ركعت نماز گزاردم و به درگاه خدا ، دعا كردم و از او طلب
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 392 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس