تكرار كرد و گريهاش بالا مىگرفت من قدم پيش گذاردم و بر ايشان سلام گفتم و شادباشش گفتم حضرت سلامم را پاسخ گفت و فرمود : كمكم كن كه من از جوار جدم رسول خدا ( ص ) ، مىروم و در غربت خواهم مرد .
طى اقامت خود در خراسان ، آن حضرت از درد و رنج به خود مىپيچيد و آرزوى مرگ مىكرد تا از آن زندگى كه سراپا ننگ فرايش گرفته بود و از وجود ايشان در جهت اغراض و مصالح حكام وقت سوء استفاده مىشد ، رهايى يابد . و آنچنان كه در عيون - الاخبار آمده ياسر خادم روايت كرده كه وقتى امام رضا روزهاى جمعه از مسجد بازمىگشت - مىفرمود : پروردگارا اگر گشايش كارم از آنچه كه در آنم مرگ است ، هر چه زودتر مرگم را فرا برسان و همواره غمين و دردمند بود تا اينكه وفات يافت .
پيش از پرداختن به اين جنبه از زندگى امام رضا ( ع ) ناگزير بايد به انگيزههايى كه مأمون را بر آن داشت تا امام را به سوى خود فرا خواند و او را ناگزير به پذيرفتن ولايتعهدى خود ساخت اشارهاى داشته باشيم . پيش از اين گفتيم كه هارون الرشيد ولايتعهدى خود را به فرزندش امين و پس از او مأمون و بعد از مأمون فرزندش قاسم قرار داد كشور را نيز ميان آنها تقسيم كرد ولايت عراق و شام را تا مغرب به امين سپرد ، و از همدان تا ماوراى ايران آن قسمت كه تابع حكومت اسلام بود را به مأمون واگذار كرد و به قاسم آنچه كه مانده بود ، قسمت كرد ولى پيش از فوت پدر ، نشانههاى اختلاف و خلاف ميان آنها آشكار شد ، برخى مورخين بر آنند كه دادن آن همه اختيارات به مأمون در خراسان و اطراف آن و گرفتن بيعت از رهبران و بزرگان آن نواحى براى او و نيز اموال سرشارى كه به او بخشيد همه و همهء اينها را امين ، از سوى پدر پيش از موقع تلقى كرد چون او خود را نخستين وليعهدى مىديد كه چنين اختيارات و امتيازاتى را بايد به وى مىسپرد . اختلاف ميان اين دو برادر با كارگردانى دستگاهى كه امين براى خود داشت شدت پيدا كرد و عمق بيشترى يافت و بالاخره نيز او را بر آن داشتند تا آنچه را هارون - الرشيد مقرر كرده بود ، لغو كند و امين در بغداد بركنارى برادرش مأمون و جايگزينى فرزندش موسى را به عنوان وليعهد خود اعلام كرد و اين مطلب را به سرتاسر بلاد اسلامى ، نوشت .
اين توطئه خيانتكارانه تأثير بسيار بدى بر مأمون بجاى گذاشت و در واكنش نسبت به آن ارتش نيرومندى براى تصرف بغداد پايتخت عباسيها ، تدارك ديد . امين نيز به نوبهء خود لشكرى براى تصرف مناطقى كه در اختيار برادرش بود مجهز كرد ،
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 390
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٩٠