تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
يوسف و موسى و هارون رهبرى كرديم و ما نيكوكاران را اين چنين پاداش مىدهيم و از نسل آنها زكريا و يحيى و عيسى و الياس همه از شايستگانند ) در اينجا امام از او پرسيد : اى امير المؤمنين پدر عيسى كيست ؟ گفت : عيسى پدر نداشت . امام فرمود : ولى ما از طريق مادرش مريم او را به نسل پيامبران ، نسبت داديم . و ما نيز از طريق مادر خود فاطمه ( ع ) ، به نسل پيامبر پيوند خورده‌ايم . و در ادامه فرمود : اگر خواسته باشى بازهم برايت بخوانم اى امير المؤمنين گفت : آرى . و امام هم آيهء مباهله را بر او خواند :
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
و افزود كه هيچ كس ادعا نكرده كه پيامبر در مباهلهء با مسيحيان ، جز على و فاطمه و حسن و حسين را زير كسا نبرد و بدين ترتيب تأويل آيه چنين است كه مراد از ابناءنا ( فرزندان ما ) حسن و حسين هستند و مراد از نساءنا فاطمه و ( انفسنا ) على بن ابى طالب است رشيد به او گفت : آفرين كه درست گفتى اى ابو الحسن . راويان از مأمون نقل مىكنند كه به گروهى از اطرافيانش گفت : آيا مىدانيد كه چه كسى تشيع را به من آموخت ؟ همگى گفتند : نه به خدا نمىدانيم . گفت : آن را هارون الرشيد به من آموخت . به او گفته شد : چگونه چنين بود حال آنكه او افراد اين خاندان ( اهل بيت ) را مىكشت ؟ گفت : او آنها را به خاطر حكومتش مىكشت و مىدانيد كه حكومت و قدرت ، بىپدر و مادر است . من يك سال با او به حج رفتم وقتى وارد مدينه شد به پرده‌دارانش گفت : هيچ كس از فرزندان مهاجرين و انصار و بنى هاشم و ديگر قبايل قريش از اهالى مكه و مدينه بر من وارد نشود مگر آنكه نام و نشان و نسبش را برشمارد بطورى كه هر كس مىخواست بر او وارد شود بايد مىگفت : من فلان بن فلان و . . . تا اينكه به جدش از بنى هاشم يا قريش و غيره مىرسيد و وارد مىشد و هارون الرشيد بسته به منزلت نسبش و هجرت پدرانش ، از دويست تا پنج هزار دينار به او بخشش مىكرد . و روزى كه من ايستاده بودم فضل بن ربيع وارد شد و گفت : اى امير المؤمنين ، بر در كسى است كه مدعى است موسى بن جعفر بن محمد بن على بن - الحسين بن على بن ابى طالب ( ع ) مىباشد و درحالىكه ما و امين و مؤتمن و ديگران سران در حضورش ( هارون الرشيد ) ايستاده بوديم بر ما وارد شد ، هارون الرشيد به ما گفت مراقب خودتان باشيد . سپس به راهنما گفت كه اجازهء ورودش دهيد و بگوييد كه تنها در محضر من ، از مركبش پياده شود و درحالىكه به همان وضع ايستاده بوديم مرد