تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
از هم پاشاند منصور نيز اين فرقه‌ها و دسته‌جات پراكنده را با دل و جان پذيرا شد يك پديدهء ديگر نيز در سياست منصور در آن دور ، بارز بود او علماى معاصر با امام صادق و امام كاظم ( ع ) را به خود نزديك كرد و پول در اختيارشان گذارد و آنان را بزرگ داشت و تظاهر به احترامشان كرد و سعى نمود آنان را بر مردم تحميل كند تا توجه را از علويها و فقه و آثارشان ، منصرف گرداند و روزى ( از باب تظاهر ) به يكى از نزديكانش گفت : من حد اعلاى لذتهاى اين دنيا را برده‌ام جز اينكه در دل آرزو دارم به اتفاق علما ، در يك مجلس ، حضور يابم . او آنان را به خود نزديك مىكرد و احترام مىگذاشت و سخاوتمندانه پول در اختيارشان مىگذاشت تا از عدل و فصل و مشروعيت خلافتش و اينكه او و خاندانش وارثان پيامبر و نزديكان اويند ، سخن بگويند و در ميان علما كسانى چون مالك بن انس و امثال او را يافت كه با وى همنوايى نشان مىدهند و به نوبهء خود سخاوتمندان به ستايشش مىپرداختند و در مقابل نيز سعى داشت از طريق زور ، موطأ ابن مالك را بر مردم تحميل كند و در حجاز او را بر كارگزاران و تمامى جيره‌خوارانش ، مسلط گردانيد و مردم همه به او رجوع مىكردند و كارگزاران و حكام نواحى ، از وى حساب مىبردند و بنا به آنچه در جلد سوم كتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعة به نقل از معجم الادباء آمده و هنگامى كه « شافعى » تصميم گرفت نزد او برود كارگزار را براى تسهيل وارد - شدن بر او را واسطه كرد ولى كارگزار به او گفت : اگر پاى برهنه و پياده از مدينه به مكه بروم برايم آسانتر از آن است كه به در خانهء مالك بروم و نمىخواهم خوار شوم تا به در خانهء او روم . بىهيچ ترديدى ، چنين كارهايى از سوى منصور براى ارج گذاشتن به علم و دين نبوده است بلكه او از آن بيم داشته كه جانشين شرعى امام صادق ( ع ) كه از همان نخستين لحظات وفات پدر ، از او در بيم و هراس بود ، ظاهر شود و ترديدى نداشت كه اگر او در برابر مردم خود را نشان مىداد ، زبانزد آنها در هر جا مىشد و علما و دانش طلبان و شاگردان پدرش از همهء نواحى به گرد او جمع مىآمدند و اين چيزى نبود كه منصور از يكى از علويها ، تحمل كند چون آن را خطرى متوجه قدرت و سرورى خاندان خود مىدانست و در معيارهاى سياستمداران و شيفتگان قدرت اين معقول و منطقى نبود كه از چيزى كه مىدانستند خطرى متوجه قدرتشان مىسازد ، چشم‌پوشى كنند و همه گونه دشواريها و سنگها ، در راه آن قرار ندهند . خلاصه اينكه امام موسى بن