پسنديد و مدتى او را به حال خود واگذارد و آنگاه موظفش كرد كه در كارى در خانهاش ، با وى همكارى كند . او وقتى در خانهء خود به كارى مشغول مىشد براى وضو و نماز ، در اتاقى ، خدمت مىكرد . وقتى هنگام نماز شد و هارون الرشيد به طورى كه ديده نشود جايى قرار گرفت تا شاهد او باشد سه بار مضمضه كرد و سه بار استنشاق نمود و صورتش را غسل داد و محاسنش را به آب آميخت و سپس دو دستش را تا مرفق غسل داد و سرش و دو گوشش را مسح كشيد و همانگونه كه امام دستورش داده بود سه بار پاهايش را ( غسل ) داد . و اين در حالى بود كه رشيد ، ناظرش بود و وقتى چنين ديد نتوانست خود را كنترل كند به سوى او رفت و فرياد برآورد : دروغ گفت اى على بن يقطين هر كس گمان برد كه تو رافضى هستى . و پس از آن امام به او نوشت كه از اين پس همانگونه كه قبلا وضو مىگرفت وضو گيرد و قسمت جلوى سر و جلوى پايش را تا پاشنهها يعنى طبق آنچه كه مذهب شيعهء اهل بيت ( ع ) بدان عمل مىكنند ، مسح بكشد .
و بسيارى از اين گونه روايتها كه نشان مىدهند امام موسى بن جعفر ( ع ) پس از پدر ، خود و يارانش ، زير كنترل سخت حكام ( عباسى ) بودند و او خود همه گونه احتياطهاى لازم را به كار مىبرد يا خود و شيعيانش در معرض قتل يا زندان و تعقيب قرار نگيرند و با اين وجود ، دهها تن از شيعيان و يارانش ، كشته يا فرارى شدند و خود نيز به دست جلادان و دژخيمانشان پس از آنكه بيش از يازده سال در زندان بسر برد و ما در پايان اين بخش از زندگى او بدان خواهيم پرداخت ، بالاخره ، جان سپرد .
كسى كه به مراحلى كه آن حضرت از زندگى خود داشت مىپردازد به اين نتيجه مىرسد كه ايشان در ده سالى كه پس از وفات پدرشان امام صادق ( ع ) در عهده منصور دوانيقى گذراندند با منصور ديدارى نكرده و او نيز آنچنان كه پدرشان را به بغداد احضار مىكرد و تهديد به قتل مىكرد . ايشان را احضار نكرد و در زمان او آنگونه در زمان پسرش محمد المهدى و نوادهاش هارون الرشيد بر سرش آمد ، به زندان نيفتاد حال آنكه اين يك ( منصور دوانيقى ) آنچنان كه برخوردش با امام صادق ( ع ) و علويها نشان مىدهد از آن دو ( پسر و نوادهاش ) پليدتر و خبيثتر بود و همچنانكه قبلا يادآور شديم وقتى خبر وفات امام صادق ( ع ) را دريافت كرد به كارگزارش در مدينه محمد بن سليمان نوشت و فرمانش داد تا هر كس را بعد از خود معين كرده به قتل رساند و البته هنگامى كه كارگزار برايش نوشت كه او پنج تن را كه يكى از آنها
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٤٠