خود منصور بود وصى خويش قرار داده ، در اين توطئه ناكام ماند و گفت : من كه نمىتوانم اين پنج تن را بكشم .
و آنچه كه از همه بيشتر كينهء ديرين او را با خاندان علوى و هر آنكه پيوند دوستى با آنها داشته باشد ، مىرساند داستان خزانهاى است كه كليد آن را به « ريطة » همسر فرزندش مهدى سپرد و به او سفارش كرد تنها پس از وفات او و در حضور خليفه ، آن را باز كند . در اين خزانه ، بيش از صد كشته از علويها بود كه در كنار هر كشته ، رقعهاى حاوى نام و نشان او قرار داشت حال آنكه زن ، گمان مىكرد از آن جهت او را به پنهان داشتن و باز نكردن آن تا پس از فوتش سفارش مىكند كه در آن اموال و جواهرات و اشياى گرانبهايى وجود دارد كه نمىتوان بر آنها قيمتى گذارد .
من ( نويسنده ) براى نگهدارى اين اجساد پاك و تسليتشان به جانشين خود در نخستين ساعات ، بدست گرفتن قدرت را تفسيرى جز اين نمىدانم كه مىخواست بدين وسيله او را تشويق كند تا نسبت به علويها و هر كس كه به نظر آنها خطرى بر تاج و تختشان تشكيل مىداد ، روش خشونتآميز و سرسختانهاى ، در پيش گيرد .
شايد هم يكى از مهمترين عواملى كه منصور را بر آن داشت تا چنين برخوردى ( با خشونت كمترى نسبت به آنچه با امام صادق ( ع ) داشت ) داشته باشد . اين بود كه امام موسى ( ع ) شرايط دردناك و سختى را كه در آن قرار داشت درك مىكرد و خانهنشينى اختيار كرده حتى از شيعيان و يارانش خود را پنهان مىداشت و جز براى خاصان آنها آن هم در حدود معينى ، خود را نشان نمىداد و همچنانكه پيش از اين گفتيم اين ياران نزديك اگر به كسى اطمينان پيدا مىكردند و وى را به حضور امام ، مىرساندند امام او را به رازدارى بسيار سفارش مىكرد و از عواقب برملا ساختن جاى خود ، برحذرش مىداشت . كه نشان مىدهد منصور در آن دوره با همهء امكانات تحت پيگردش قرار داده بود و امكان داشت كه موفق به يافتنش نمىگرديد و به سادگى ، به جاى ايشان ، راه نمىيافت . و حتى اگر هم او را مىشناخت و مطمئن مىشد كه جانشين شرعى پدر خويش است بدين خاطر كه از مردم ، بر كنار بود و رابطهاى با آنها نداشت اين موضوع زيانى به او وارد نمىآورد و خطرى متوجه تاج و تختش نمىكرد بويژه كه بسيارى از كسانى كه در اطراف پدرش بودند برخى به برادرش عبد اللّه افطح و برخى ديگر به برادرش اسماعيل مراجعه كردند و جنددستگيهايى ميان شيعه در آن دوران ، حاصل شد كه وحدت ايشان را از ميان برد و اتحادشان را
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٤١